پس پيغامبر عليه السّلم را برداشتند و پيش مادرش بردند ، و به دو باز سپردند ، و آن حديث شكم شكافتن او پيش او بازگفتند ، و آن نيز هم از جمله علامتهاى نبوّت بود كه بر پيغامبر عليه السّلم پديد مىآمد . اين است قصّهء سورهء الرّحمن .
عَلَّمَ الْقُرْآنَ . خَلَقَ الْإِنْسانَ . عَلَّمَهُ الْبَيانَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ . وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ . وَ السَّماءَ رَفَعَها وَ وَضَعَ الْمِيزانَ
« 1 » گفت : چون اين آسمانها را بيافريد او را آراسته كرد بدين ستارگان چنان كه گفت :
وَ زَيَّنَّاها لِلنَّاظِرِينَ . وَ حَفِظْناها مِنْ كُلِّ شَيْطانٍ رَجِيمٍ
« 2 » و قصّهء اين ستارگان و روشنايى آن ، و رفتن ايشان ، و منازل ماه ، و بروجهاى آفتاب ، و قصّهء فلك و گردش آن بسورة يس گفته آمده است .
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
« 3 » جمله اين درختاناند كه آن را ساق نباشد چون نباتهاى زمين كه آن را نجم خوانند ، و آنچه او را ساق باشد چون درختان بزرگ آن را شجر خوانند .
و گروهى گويند كه : نجم خود ستاره است . امّا جمله نجم و شجر و آفتاب و ماهتاب و سنگ و كلوخ و آنچه هست ، همه خداى را سجده كنند ، و او را پرستند ، و لكن آدمى را بدان اطلاع نباشد . و چنانست كه خداى عزّ و جلّ خواهد . نبينى كه بسورة الحجّ گفت :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ
- الى قوله -
وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ
« 4 » گفت : هر چه اندر هفت آسمان و اندر هفت زمين است و آفتاب و ماه تاب و ستارگان و كوهها و درختان و چهارپايان و بسيارى از مردمان خداى را عزّ و جلّ . . . امّا سورة الرّحمن خداى عزّ و جلّ همه جفت جفت
هامش
( 1 ) الرحمن 7 - 1
( 2 ) الحجر 18
( 3 ) الرحمن 6
( 4 ) الحج 18