نيست ، و بر همه امّتان پيشين فريضه بود ، و سليمان عليه السّلم آن هزار تا اسب كه داغ سبيل بر نهاد از بهر آن كه نماز ديگر از وقت در گذشته بود از بهر اسبان ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِناتُ الْجِيادُ .
( الى قوله )
بِالسُّوقِ وَ الْأَعْناقِ
« 1 » و اين بسورة صاد [ بگفته آمده است . ] « 2 » و خداى عزّ و جلّ بفضل اين نماز ديگر سوگند ياد كرد ، گفت :
بدين نماز ديگر كه مردمان همه زيانكارند مگر آن مردمان كه مؤمن باشند و كار نيك كنند . اوّل نماز ديگر و آن گه كار نيك كردن و وصيت كردن براستى و داد ، و وصيت كردن بشكيبااى . و السّلم . « 3 »
هامش
( 1 ) ص 33 - 31 ( صو )
( 2 ) و اين قصه بگفته آمده است بسورة ص . ( صو )
( 3 ) كه اين مردمان همه زيانكارانند كه پيغامبر را عليه السّلام رنجه همى نمايند ، مگر آن مردمان كه مؤمن باشند و كار نيك كردند ، اول نماز و آن گاه كار نيك كردن و آن گه وصيت كردن به حق و داد ، وصيت بصبر كردن اندرين جهان . آن كس كه بدين گونه باشد او راست كارست . و السلام على خير خلقه محمد و آله اجمعين ( صو )