11 - بدروغ داشتند ثموديان بنافرمانى ايشان « 1 »
12 - چون فرستاده آمد بدبختتر آن « 2 »
13 - گفتند ايشان پيغامبر خداى را كه : بخواه اشترى ماده از خداى و آب دادن آن « 3 »
14 - بدروغ داشتند او را و بكشتند آن اشتر را و فرو فرستاد بر ايشان « 4 » خداوند ايشان بگناه ايشان و راست كرد آن را « 5 »
15 - و نهترسيد از سرانجام آن .
ترجمة سورة و الشمس
و اين هر دو سوره مكّى است و اين همه بر مثال سوگند است و تفسير اين بواضح گفته آمدست .
همى گويد : سوگند ياد مىكنم بدين چيزها كه بيافريدم :
إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى
« 6 » گر اين كارها اگر نيكى است و اگر بدى است « 7 » همه را پاداش دهيم . اگر نيكى باشد يكى را ده و هفتاد و هفتصد و اضعاف مضاعفه . و اگر بدى باشد يكى را يكى و بيشتر نه . و السّلم .
و بازگشتيم به قرآن .
هامش
( 1 ) بدروغ داشت گروه ثمود به گردن بردگى وى . ( صو )
( 2 ) چون برخواست بدبختترين قوم . ( صو )
( 3 ) و بگفت مر ايشان را پيغامبر خداى - يعنى صالح - بپرهيزيد آن اشتر و آب خور وى . ( صو ) - واگذاريد شتر خدا و شرب و آشاميدن وى ، ( ابو الفتوح ) [ و ترجمة متن درست نيست ] .
( 4 ) هلاك كرد ايشان را . ( صو ) - پوشانيد بر ايشان . ( ابو الفتوح ) فدمدم عليهم .
( 5 ) و هموار گردانيد ايشان را .
( صو )
( 6 ) و الليل 4
( 7 ) گرين كارهاى شما از هر گونهايست اگر نيكست و گر بد . ( صو )