14 - يا طعام دادن اندر روزى [ كه گرسنگى است ] « 1 »
15 - يتيمى خداوند خويشى « 2 »
16 - يا مسكينى خداوند گرد روى « 3 »
17 - پس بود از آن كسها كه بگرويدند و وصيّت كردند بشكيبايى و وصيت كردند ببخشايش كردن « 4 »
18 - ايشاناند خداوندان دست راست
19 - و آن كسها كه كافر شدند بآيتهاى ما ايشاناند خداوندان دست چپ
20 - بر ايشان آتش [ سر پوشيده است ] « 5 »
ترجمة سورة البلد
و اين سوره بمكّه فرو آمده است همى گويد :
لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ
سوگند ياد كردند بدين شهر يعنى مكّه .
و محمّد بن جرير چنين همى گويد كه : هر كجا در قرآن لا اقسم است چنانست كه همى گويد سوگند خورم .
وَ أَنْتَ حِلٌّ بِهذَا الْبَلَدِ . وَ والِدٍ وَ ما وَلَدَ
و آنچه بدادند « 6 » بدين شهر كه بيافريدم آن « 7 » خلق را اندر سختى . و چنان مىپندارند كه
هامش
( 1 ) يا طعام بايد دادن اندر روزى كه تو گرسنه باشى . ( صو ) [ « ذى مسغبة » در متن ترجمه نشده ، از ابو الفتوح گرفته شد . ]
( 2 ) بىپدرى را كه خويشاوند باشد .
( صو )
( 3 ) يا درويشى را كه بر خاك خسبد يا بر خاك غلطد ( صو )
( 4 ) باز باشد از آن كسها كه ايمان آوردند و يكديگر را اندرز كردند بشكيبايى و يكديگر را اندرز كردند ببخشايش كردن . ( صو )
( 5 ) بر ايشان باشد آتشى سوزنده .
( صو ) [ « مؤصده » در متن معنى نشده ، از ترجمهء ابو الفتوح نقل شد . ]
( 6 ) « بدادند » در هر دو نسخه ، و ظاهرا « بزادند »
( 7 ) اين . ( صو )