ايشانند كه روى خويش گرفتند به راه راست « 1 »
15 - و اما جابران هستند دوزخ را هيزمى « 2 »
16 - و اگر بيستادندى بر راهى « 3 » آب داديمى ايشان را آبى بسيار
17 - كه آزموده گردانيمشان « 4 » اندران ، و هر كى روى بگرداند از ياد كرد خداى اندر شود بعذابى دشمن جاى « 5 »
18 - و كه مسجدها خداى راست مه خوانيد با خداى عزّ و جلّ يكى « 6 »
19 - و كه آن چون بپاى خاست بندهء خداى مىخواند او را خواستند كه باشند بروز حام كنند « 7 »
20 - گفت : من خوانم خداى خويش را و نه شرك آورم به دو كسى « 8 »
21 - بگوى كه : من نه پادشاهى دارم شما را بدى و نه راه راست « 9 »
22 - بگوى كه : من نه زنهار دهد مرا از خداى كسى و نه يابم از فرود او با راهى « 10 »
هامش
( 1 ) و ما آنيم كه از ما گردن نهادندگاناند و از ما ستمكارانند هر كه گردن نهد ايشانند كه جستند راه راست . ( صو )
( 2 ) و اما ستمكاران باشند مر دوزخ را هيزم .
( صو )
( 3 ) و اگر راست بايستادندى بر راه . ( صو )
( 4 ) تا آزموده گردانيديمى ايشان را . ( صو )
( 5 ) از ياد خداوند خويش - يعنى توحيد - اندر آردش بعذابى برتر يعنى سخت . ( صو )
( 6 ) با خداى كسى را . ( صو )
( 7 ) و چنان بود چون برخواست بنده خداى - يعنى محمد - مىخواند خداى را خواستند پريان كه بباشند به روى يك بر ديگر ايستاده . ( صو )
( 8 ) بگفت ، بگوى همى بخوانم خداوند خويش را و انباز نگردانم با وى كسى را . ( صو )
( 9 ) تنگى و سختى و نه فراخى و آسانى ( صو )
( 10 ) بگو : منم كه زنهار ندهد مرا از خداى كسى و نيابم از جز وى پشتيبان . ( صو ) ملتحدا ، معنى پناهگاه ، پناه ، زينهار جاى - « با راهى » يا نظير آن شايد كلمهاى مستقل باشد بدين معنى كه در فرهنگها نيافت .