36 - چيست شما را چگونه حكم همى كنيد ؟
37 - يا شما راست كتابى اندران كه درس مىكرديد ؟ « 1 »
38 - كه شما راست اندران آنچه مىگزينيد !
39 - يا شما راست سوگندانى بر ما رسيده سوى روز رستخيز كه شما راست آنچه مى حكم كنيد ؟ « 2 »
40 - بپرس ايشان را كدام ازيشاناند بدان [ پايندان ] ؟ « 3 »
41 - يا ايشانراست انبازان ؟ گو بيارند انبازان ايشان را اگر هستند « 4 » راست گويان .
42 - آن روز كه برهنه كنند از ساق « 5 » و مىخوانندشان سوى سجده ، نه توانند .
43 - فرو خوابانيده چشمهاى ايشان و مىرسدشان « 6 » خوارى ، و بدرستى كه بودند و مىخواندندشان سوى سجود و ايشان رستگان « 7 » بودند .
44 - بگذار مرا و آن را كه بدروغ داشت بدين حديث ، اندك اندك بگيريم ايشان را « 8 » از آنجا كه نهدانند .
45 - و مهلت دهم ايشان را ، كه كيد « 9 » من استوار است .
هامش
( 1 ) يا مر شما را نامه است كتابى همى اندر وى بخوانيد ؟ ( صو ) [ و ترجمهء متن نااستوارست . ]
( 2 ) يا مر شما را سوگندهاست بر ما تمام تا روز قيامت كه مر شما را باشد آنچه حكم كنيد ؟ ( صو )
( 3 ) بپرس ايشان را كيست ازيشان بدين سخن پذرفتار ؟
( صو ) [ در متن « زعيم » ترجمه نشده . از تفسير ابو بكر عتيق اقتباس شد و رجوع شود به آيهء 72 سورهء يوسف صفحهء 752 ]
( 4 ) انبازان خويش را اگر هستند . ( صو )
( 5 ) كه پيدا شود از كار بزرگ . ( صو ) عن ساق .
( 6 ) بيايد بايشان . ( صو )
( 7 ) تندرستان . ( صو ) سالمون .
( 8 ) دست باز دار مرا و انكسى كه بدروغ دارد اين سخن را ، زود اندر كشيمشان ( صو )
( 9 ) و درنگ دهم ايشان را كه سازش . ( صو )