تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1915

مساهمون:

ص١٩١٥
11 - عيب جوى رونده‌اى بسخن‌چينى « 1 » 12 - باز زننده‌اى نيكى را - يعنى بخيل - [ از حد اندر گذرنده ] بزه‌كارى « 2 » 13 - فراخ شكمى پس از ان [ حرام زاده ] « 3 » 14 - كه بود خداوند خواسته و فرزندان « 4 » 15 - چون خوانده شود برو آيتهاى ما گفت افسانهاى پيشينگان است « 5 » 16 - نشان كنيم او را « 6 » بر بينى 17 - ما بيازموديم ايشان را چنان كه بيازموديم خداوندان بهشت را چون سوگند خوردند بدروند آن را « 7 » بامدادان 18 - و نه گفتند ان شاء اللَّه . 19 - بيامد بر آن عذابى « 8 » از خداى تو و ايشان خفتگان بودند 20 - برگرديد چون خاكسترى « 9 » 21 - آواز دادند بامدادان 22 - كه بامداد كنيد بر كشت شما اگر هستيد ميوه بازكنان « 10 »
هامش
( 1 ) طعنه كننده ، رونده بسخن چينى - يعنى غماز - ( صو ) هماز مشاء بنميم . ( 2 ) بازدارنده نيكويى از حد اندر گذرنده بگناه . ( صو ) مناع للخير معتد اثيم . [ در متن « معتد » ترجمه نشده ] ( 3 ) بد مرد بد خوى كلان شكم بسيار خوار سپس آن . . . حرام زاده . ( صو ) عتل بعد ذلك زنيم . ( صو ) [ در متن « زنيم » معنى نشده ] ( 4 ) بدانك بود با خواسته و پسران . ( صو ) ( 5 ) چون برخوانند بر وى آيتهاى ما گويد نبشتگيهاى پيشينيان است . ( صو ) ( 6 ) زود داغ نهيمش ( صو ) ( 7 ) بوستانها را چون سوگند خوردند كه بدروند آن بوستانها ( صو ) ( 8 ) بگشت بران بوستانها گردندهء . ( صو ) فطاف عليها طائف . ( 9 ) بشد چون بريده بركنده از بيخ . ( صو ) فاصبحت كالصريم ( 10 ) كه بگاه برويد بر كشت خويش اگر مىخواهيد درودن . ( صو ) صارمين