سورة الصف مدينة ، و هى اربع عشر آية
[ ترجمه ]
بنام خداى بخشايندهء مهربان « 1 »
1 - تسبيح مىكنند « 2 » خداى را آنچه اندر آسمانهاست و آنچه اندر زمين است ، و اوست بىهمتا و با حكمت
2 - اى آن كسها كه بگرويديد « 3 » چرا مىگوئيد آنچه نه مىكنيد ؟
3 - بزرگ [ دشمنى ] « 4 » است نزديك خداى عزّ و جلّ كه گوييد آنچه نه مىكنيد
4 - كه خداى عزّ و جلّ دوست دارد آن كسها را كه كارزار كنند اندر راه او صف زده گويى ايشان بناهااىاند [ اندر به يكديگر پيوسته ] « 5 »
5 - و چون گفت موسى عليه السّلم گروه او را كه : اى گروه چرا رنج مىنمائيد مرا و بدرستى كه مىدانيد كه من رسول خداى عزّ و جلّام سوى شما ؟ [ چون بگشتند بگردانيد ] « 6 » خداى عزّ و جلّ دلهاى ايشان و خداى عزّ و جلّ نه راه نمايد گروه تباه راهان را « 7 »
6 - و چون گفت عيسى پسر مريم : اى فرزندان يعقوب من رسول
هامش
( 1 ) بنام آن خدايى كه ايمان قضا كرد پيش از آفريدن ، مهربانى كه بداد پس از آفريدن ، بخشايندهء كه بداشت ايمان را با جفا ديدن . ( صو )
( 2 ) پاك و يكى و بى عيب گويند مر خداى را . ( صو )
( 3 ) بگرويدهايد بدل . ( صو )
( 4 ) بزرگ دشمنى است . ( صو ) - [ كلمهء « مقتا » در متن ترجمه نشده . رجوع شود بآيهء 22 سورة النسا - جلد اول صفحهء 293 ]
( 5 ) برسته ايستاده ، پندارى كايشان بنائىاند به يكديگر پيوسته . ( صو ) [ « مرصوص » در نسخهء متن ترجمه نشده . ]
( 6 ) ( صو ) [ « فلما زاغوا ازاغ اللَّه » در نسخهء متن ترجمه نشده . ] ، پس چون گشتند از ايمان بگردانيد . ( ابو الفتوح )
( 7 ) بىفرمانان را . ( صو )