وَ لا تُقاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ حَتَّى يُقاتِلُوكُمْ فِيهِ ، فَإِنْ قاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ ، كَذلِكَ جَزاءُ الْكافِرِينَ . فَإِنِ انْتَهَوْا
« 1 » گفت كه : كار زار مكنيد با ايشان نزديك مسجد مكّه تا آن گه كه ايشان كنند با شما ، آن گاه بكشيدشان كه آنست جزاى كافران .
و آن روز پيغامبر صلّى اللَّه عليه مىآمد و زبير بن العوام با هزار سوار بر راست او همى آمد ، و خالد بن وليد با هزار سوار در چپ او همى آمد ، و پيغامبر عليه السّلم زبير بن العوام را گفت كه : تو با دو هزار سوار برو از سوى مشرق و بر سر كوه بر شو و لوا آنجا بزن . « 2 » و خالد بن وليد را گفت : تو برو با اين يك هزار خويش در آن زير مكّه آنجا كه آن سياهانند ، و اگر « 3 » كسى با تو حرب نكند تو نيز حرب مكن .
پس زبير برفت با دو هزار سوار و بر سر آن كوه بر شد ، و آنجايگاه لواى پيغامبر عليه السّلم بزد .
و خالد برفت با هزار سوار خويش آنجا كه آن سياهان بودند ، و آن سياهان جنگ اندر پيوستند « 4 » و سه تن را از آن خالد بكشتند .
و پس خالد اندر آويخت و سيزده تن از آن ايشان بكشت و آن ديگران جمله بهزيمت برفتند .
و پيغامبر عليه السّلم با آن لشكر ديگر جاى ايستاده بود كه آن را طوى « 5 » خوانند ، و نگاه همى كرد تا زبير را و خالد را چه پيش آيد
هامش
( 1 ) البقره 192 - 191
( 2 ) تو از پيش برو با دو هزار مرد از سوى مشرق بسر كوه بر شو ، و راست آنجا علم بزن . ( صو )
( 3 ) تو برو با اين هزار مرد و از سوى مشرق برو ، و به زير مكه رو ، يك زمان آنجا بباش ، آنجا كه آن سياهاناند و گر . ( صو )
( 4 ) و آنجا لوا بزد . و هيچ كس پيش زبير بن العوام نيامد مگر دو تن كز لشكر بازمانده بودند ، آن دو تن را به سنگ بكشتند . و خالد برفت و چون به زير مكه رسيد آن حبشيان با خالد جنگ اندر گرفتند . ( صو )
( 5 ) ذى طوى .
( السيرة النبوية )