تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1832

مساهمون:

ص١٨٣٢
و رسالت برسانيد ، حىّ بن اخطب گفت كه : برويم و سپاس داريم ، و خواستها رها كنيم ، و خود برخيزيم و بشام رويم . و جمله بدين سخن بيستادند . پس عبد اللَّه بن ابىّ ابن سلول مرد پيش ايشان فرستاد و گفت كه : مرويد كه من بدين كار اندر شما را يارى دهم ، و شما خان و مان و وطن خويش رها مكنيد ، و مرويد . ايشان بقول او بيستادند ، و نرفتند ، و دل بر حرب نهادند ، و جواب پيغامبر عليه السّلم باز فرستادند كه : ما وطن خويش رها نكنيم و نمىرويم ، و حرب را ساخته‌ايم . خداى عزّ و جلّ آن گفتار عبد اللَّه بن سلول آشكارا كرد و گفت :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ
- الى قوله -
إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ
« 1 » پس آن مردمان بنى النظير بقول عبد اللَّه بن ابىّ حرب را بساختند ، و چون وقت حرب كردن آمد عبد اللَّه بن ابىّ ايشان را يارى نكرد چنان كه گفت عزّ و جلّ :
لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ ، وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ ، وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ
« 2 » پس پيغامبر عليه السّلم سپاه گرد كرد ، و گرد حصار بنى النظير فرو آمد و ايشان در حصار در بستند . و اندران صحرا خرما بنان بسيار بود ، و پيغامبر عليه السّلم بفرمود تا آن خرما بنان بيوكندند ، مردمان حصار گفتند كه : يا محمّد اگر ترا با ما حرب است ، اين درختان خرما چه كرده‌اند كه ايشان را بمىاوكنى ؟ « 3 »
هامش
( 1 ) الحشر 11 ( 2 ) الحشر 12 ( 3 ) همى بفكنى . ( صو )
ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1832 | محمد بن جرير الطبري / حبيب يغمائى