تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1833

مساهمون:

ص١٨٣٣
پيغامبر عليه السّلم گفت كه : مرا خداى عزّ و جلّ فرموده است . ايشان گفتند كه : خداى عزّ و جلّ اين نفرمايد . هم آن گاه جبريل عليه السّلم آمد و اين آيت بياورد :
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ
« 1 » پس ايشان زينهار خواستند و بر آن بنهادند كه همه بروند و خواستها در حصار رها كنند ، و زنان و فرزندان را با خود ببرند ، پس گفتند كه : ما را آن قدر رهان كه برگيريم كه نفقات راه باشد . « 2 » و هر اهل بيتى را ازيشان يك خروار بار دستورى داد كه برگرفتند از جهت نفقات راه . پس ايشان برخاستند ، و خانهاى خويش همه خراب كردند ، و از حصار فرو آمدند ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ
« 3 » الى الآية . پس ايشان برفتند و آن خواستهاى خويش همه رها كردند ، و زنان و فرزندان همه با خود ببردند خداى عزّ و جلّ اين آيت بفرستاد :
هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ
« 4 » پس خداى عزّ و جلّ آن خواستهاى ايشان كه در حصار رها كرده بود جمله خاصّه مر پيغامبر عليه السّلم را داد تا هر چه خواهد كند ، و هيچ خلق ديگر را از آن هيچ نصيب نبود از بهر آن كه حرب نكردند ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
هامش
( 1 ) الحشر 5 ( 2 ) ما را چيزى اطلاق كن نفقه را . ( صو ) ( 3 ) الحشر 2 ( 4 ) الحشر 2