تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1827

مساهمون:

ص١٨٢٧
بر ايشان امير كرد و اين عمرو بن اميّه مولاى ابو بكر الصّديق رضى اللَّه عنه بود . پس جماعت مهاجر و انصار برفتند با نامهاى پيغامبر عليه السّلم ، و با نامهاى ابو البرايا سوى عامر بن الطّفيل ، تا بجااى رسيدند كه آن را بئر معونه خواندند ، و آن سر چاهى بود و قبيله‌اى بود آنجا از بحرب ( ؟ ) . « 1 » و اين ياران پيغامبر عليه السّلم چون بدانجا رسيدند مردى از ان خويش بيرون كردند ، و آن نامه بدست آن مرد « 2 » سوى عامر فرستادند ، و سوى پسر ابو البرايا . و اين مرد برفت تا سوى عامر و نامهء پيغامبر عليه السّلم مرو را داد . و چون نامه بخواند ، و از آمدن اين ياران پيغامبر عليه السّلم آگاهى يافت ، حالى بفرمود تا اين مرد كه نامه داشت او را گردن بزدند ، و حالى بر نشست با دويست سوار ، و برفت و آن ياران را همه گردن بزد ، و چون پيش عمرو بن اميّه رسيد كه امير ايشان بود ، گفت كه : من با ايشان نيستم ، كه من بهمراهى ايشان اوفتاده بودم ، مرا زينهار ده . پس او را زينهار داد و نكشتش . و عمرو از آنجا بازگشت و روى بمدينه نهاد . و به راه اندر كه مىرفت دو مرد پيش او بازآمدند از ابن النّظير ، « 3 » و از مدينه مىآمدند از پيش پيغامبر عليه السّلم از جهت بنى النّظير ، عمرو بن اميه ايشان را پرسيد كه : شما كيستى و از كجا مىآئيد ؟ ايشان گفتند كه : ما از بنى النّظيرايم ، و از پيش عامر بن الطفيل آمده بوديم بمدينه بنزديك محمّد بكارى ، و اكنون
هامش
( 1 ) سرى چاه بود و قبيلهء بود آنجا بحرب نام ( ؟ ) ( صو ) . . . فساروا حتى نزلوا ببئر معونة ، و هى بين ارض بنى عامر و « حرة » بنى سليم . . . ( السيرة النبوية ) - و شايد منظور قبيلهء « بنى محارب » باشد . ( 2 ) حرام بن ملحان ( تاريخ طبرى ) ( 3 ) ابن النظير . ( صو ) [ در هر دو نسخهء خطى در همه موارد « بنى النظير » و در متون معتبر « بنى النظير » ] اين دو مرد از قبيلهء بنى عامر بودند نه از بنى النضير . . . اقبل رجلان من بنى عامر . . . ( السيرة النبوية . تاريخ طبرى ) ، و اين اشتباه تكرار شده .