و نافرمانى « 1 » پيغامبر ، و چون آمدند به تو تحيّت كردند « 2 » ترا بدانچه نه تحيّت كرد ترا بدان خداى ، و مىگويند اندر تنهاى ايشان : چرا نه عذاب كند ما را خداى بدانچه گوييم ! بسنده است ايشان را دوزخ اندر شوند بدان كه بدست جايگاهتان .
9 - اى آن كسها كه بگرويديد چون سخن بنهان گوئيد با شما مه سخن بنهان گوئيد ببزه و دشمنادگى و نافرمانى پيغامبر ، و سخن بنهان گوييد بنيكى و پرهيزكارى ، و بترسيد از خداى آنك سوى او حشر كنندتان « 3 »
10 - كه بنهانى « 4 » از ديو است تا اندوهگن كند آن كسها را كه بگرويدهاند و نيست رنج نماينده « 5 » ايشان را چيزى مگر بفرمان خداى عزّ و جلّ ، و بر خداى توكّل كنيد اى مؤمنان « 6 »
11 - اى آن كسها كه بگرويديد چون گفته شود شما را كه فراخ كنيد اندر مجلس فراخى كنيد تا فراخ كند خداى عزّ و جلّ شما را ، و چون گويند كه بپرهيزيد بپرهيزيد كه بردارد « 7 » خداى عزّ و جلّ آن كسها را كه بگرويدند از شما و آن كسها را كه داده شدشان علم و دانش درجها ، « 8 » و خداى عزّ و جلّ بدانچه مىكنيد آگاه است
هامش
( 1 ) كه بازداشتندشان از راز گفتن باز مىباز گردند سوى آنچه بازداشتند از وى ، و راز همى گويند يكديگر را ببزهكارى و از حد اندر گذشتن و بىفرمانى . ( صو )
( 2 ) كنند . ( صو )
( 3 ) چون با يكديگر راز گوئيد راز مگوييد ببزه و از حد اندر گذشتن و بىفرمانى پيغامبر ، و راز گوئيد بنيكوكارى و پرهيزكارى و بترسيد از خداى وى آنكه سوى وى گرد آرند شما را ( صو )
( 4 ) كه راز گفتن .
( صو )
( 5 ) گزايستن . ( صو )
( 6 ) و بر خداى بايد توكل كردن گروندگان را .
( صو )
( 7 ) چون گويند مر شما را فراخ نشينيد اندر مجلس پيغامبران فراخ نشينيد تا فراخ گرداند خداى دلهاى شما را ، و چون گويند تنگ نشينيد تنگ نشينيد تا بردارد . ( صو )
( 8 ) پايگاههاى است . ( صو )