تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 1817

مساهمون:

ص١٨١٧
الخثعميّه « 1 » كه او با شوهر خويش خصومت كردند و شوهر « 2 » او را گفت كه : تو بر من همچنانى چون پشت مادر من ، چنان كه گفت عزّ و جلّ :
الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْكُمْ مِنْ نِسائِهِمْ ما هُنَّ أُمَّهاتِهِمْ
« 3 » پس از بهر اين سخن اختلاف افتاد ميان ايشان ، و پيش پيغامبر عليه السّلم رفتند ، و اين سوگند او را بگفتند . پيغامبر عليه السّلم گفت كه : شما را اكنون با يك ديگر نبايد بودن و ميان شما حرامى اوفتادست . پس آن حليمه گفت كه : من اكنون چهل ساله كى خدااى خويش فرو نتوانم گذاشت ، و به ترك آن به گفتن ، بدان كه او اين سخن بگفت . « 4 » و از پيغامبر عليه السّلم اندر خواست تا او را دستورى دهد تا بتضرّع و زارى بدرگاه حق تعالى رود و ازو در خواهد ، باشد كه خداى عزّ و جلّ برو رحمت كند ، و پيغامبر عليه السّلم دستورى داد . و حليمه برفت و هفت شبانروز هيچ نخفت ، و بگريه و زارى و عبادت مشغول بود ، تا بحقّ جلّ و علا برو ببخشود ، و جبريل عليه السّلم را بفرستاد ، و اين سورة بياورد :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ فِي زَوْجِها
« 5 » الآية - گفت كه : خداى عزّ و جلّ بشنيد گفتار آن زن كه با تو جدال داشت از بهر شوهر خويش ، پس آن گه بدرگاه خداوند جلّ جلاله آمد بزارى و تضرّع و او دانا و بينا و شنوا است . و آن مردمان كه اين چنين سوگند خورند و زنان خويش را گويند كه : تو بر من چون پشت مادر منى . اين سخنى است منكر و دروغى است
هامش
( 1 ) خوله بنت تغلب - خوله بنت خويلد - خوله بنت ثعلبة بن مالك - جميلة ، و شوهرش اوس بن الصامت . ( ابو الفتوح در تفسير همين آيه ) حليمه بنت جندب الجعثمية . ( صو ) ( 2 ) جنگ كرد و شوى . ( صو ) ( 3 ) المجادلة 2 ( 4 ) من اين چهل سال كد خداى خويش فرو نتوانم گذاشتن بدانك او اين سخن بگفت . ( صو ) ( 5 ) المجادلة 1