« يا اسماء هاتى ابنى ؛ اى اسما ، فرزندم را بياور ! »
3 . حضرت مىفرمود :
« هذا ابنى سيّد ؛ « 1 » اين پسرم سيد و سرور است . »
4 . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مسجد مىنشست و مىفرمود :
« دعوا ابنى لى ؛ فرزندم را برايم بخوانيد . »
راوى گويد : حسن دوان دوان آمد و پيامبر او را در آغوش گرفت . . .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دهانش را بر دهان او گذارد و گفت : « پروردگارا ! من او را دوست مىدارم ، تو نيز او را دوست بدار و كسى كه او را دوست دارد نيز دوست بدار ! » پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين جمله را سه بار تكرار فرمود . « 2 »
5 . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« كلّ ابن آدم ينتسبون الى عصبة أبيهم إلا ولد فاطمة فانّى أنا أبوهم ، و أنا عصبتهم ؛ « 3 »
هر يك از فرزندان آدم به خانوادهء پدرش نسبت مىبرد ، جز فرزندان فاطمه كه من پدرشان هستم و خانوادهء آنهايم . »
همين اندازه در اين باره كافى است ، چه استقصاى جميع روايات با ذكر منابع ، كار مشكل و بلكه غير ممكنى است و مىبايست براى مباحث آينده به اندازهء كافى وقت و مجال داشته باشيم .
هامش
( 1 ) . مصادر اين روايت بسيار زياد است و تقريبا نيست كتابى كه آن را ذكر نكرده باشد .
( 2 ) . ذخائر العقبى ، ص 122 ، ( نقل از : حافظ سلفى ) .
( 3 ) . الصواعق المحرقه ، ص 154 ؛ مستدرك حاكم ، ج 3 ، ص 164 ؛ تاريخ بغداد ، ج 11 ، ص 285 ؛ ينابيع الموده ، ص 261 ، فرائد السمطين ، ج 2 ، ص 69 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 68 ؛ احقاق الحق ، ج 9 ، ص 644 و 645 ، نقل از : مصادر بسيار زيادى ؛ ذخائر العقبى ، ص 121 ؛ فضائل الخمسه ، ج 3 ، ص 149 ، نقل از : كنز العمال ، ج 6 ، ص 215 و 216 ؛ مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 172 .