از همه نيكوتر بود . » « 1 »
آرى ، مخالف و موافق اقرار دارند كه امام حسن عليه السّلام در خلق و خوى و خلقت و ساير خصلتهاى كريمانه و افعال نيكو به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شبيه بود .
معلوم است كه منظور از جعل روايت فوق اين بوده كه وانمود كنند امام حسن عليه السّلام به خودى خود شخصيت مهمى نبوده ، بلكه عمدهء فضيلتش اين است كه جدّش پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله بود و پدرش على بن ابى طالب عليه السّلام . . . . و بالاتر اين كه بگويند : جز يافتن زنان زيبا و دلفريب و كامجويى از آنان و سپس واگذارىشان به ديگران ، همّ و غمّ ديگرى نداشته است ؛ پس چرا بايد يزيد دائم الخمر و فاجر ، به خاطر كارهاى ناشايست خود مورد ملامت و سرزنش قرار گيرد ؟ زيرا اگر چه وى نيز به دنبال خوشگذرانى و كامجويى از زنان است ، اما صفاتى را كه حسن داشت ، ندارد ؛ نه كثير الطلاق است و نه تنگدست و نه افسرده و دلتنگ ؛ همچنان كه در مورد ديگران نيز وضع به همين منوال است . ضرب المثل عربى است كه مىگويد :
« ما عشت اراك الدهر عجبا ؛
اگر عمر طولانى كنى ، چيزهاى عجيب بينى . »
در پايان به عنوان حسن ختام ، گفتار علّامه احمدى را نقل مىكنيم كه مىگويد :
جاى شگفتى نيست كه سخنان دروغ و اكاذيب بىاساسى به حسنين عليهما السّلام نسبت دهند . همينها مىگويند : حسن عليه السّلام كه ديد در آن وضع بحرانى و خطرناك ، پدرش قصد دارد خلافت را بپذيرد ، به پدر گفت :
عقيدهء من اين است كه طلحه و زبير به قبول خلافت شما وادار نشوند و مردم را نيز
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 21 .