از طرف ديگر ، وقتى به معاويه خبر رسيد كه زياد بر امام حسن عليه السّلام جرأت پيدا كرده و جرى شده است ، ابياتى برايش نوشت و فرستاد . ( اين ابيات در سخنان علّامه احمدى نقل خواهد شد . )
5 . مدائنى گفته :
« امام حسن عليه السّلام از دختر مردى خواستگارى كرد . آن مرد با ازدواج دخترش با حضرت موافقت كرد ، اما گفت : من دخترم را به همسرى تو درمىآورم ، اما بدان كه تو مردى تهىدست ، كثير الطلاق و افسرده و دلتنگ هستى ، لكن از نظر حسب و نسب از همهء مردم بهتر و از لحاظ جدّ و پدر از همه بالاترى . »
از نظر ما جاى هيچگونه شك و ترديدى نيست كه اين روايت هم ساختگى و مجعول است ؛ چرا كه امام حسن عليه السّلام آدم فقير و بىبضاعتى نبود كه وى از حضرت به لفظ « ملق » [ تهىدست ] تعبير كند و از طرفى بخششها وجود و كرم حضرت چيزى نيست كه بتوان منكر آن شد . ( طالبان به كتب تاريخ و حديث مراجعه كنند . )
در مورد كثرت طلاق و ازدواج حضرت عليه السّلام دانشمندان و پژوهشگران به قدر كافى بحث كردهاند ؛ از اينرو نيازى به بحث مجدّد آن نمىبينيم و فعلا متعرض آن نمىشويم ؛ به طور مثال به كتابهاى زير رجوع شود :
الف ) صلح الحسن عليه السّلام ، علامه سيد محمد جواد فضل الله ( ره ) ؛
ب ) حياة الحسن بن على عليه السّلام ، باقر شريف القرشى .
در مورد اين كه آن مرد گفت : تو آدم افسرده و دلتنگى هستى ، ابن ابى الحديد مىگويد :
« ما نمىتوانيم آن را قبول كنيم ، زيرا غلق به معناى [ فرد ] بسيار دلتنگ است و حال اين كه حسن عليه السّلام در ميان مردم ، از همه سعهء صدر بيشترى داشت و اخلاقش
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 236
مساهمون: سيد جعفر مرتضى العاملي
ص٢٣٦