تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
اقوال و سخنان امام حسن عليه السّلام همهء اين گفته‌ها را تكذيب مىكند و از اساس باطل مىگرداند . چه ، اين‌ها به طمع مال و مقام آن‌ها را ساختند و در ميان مردم شايع كردند كه بگويند : امام عليه السّلام آدم ضعيفى بود و نه مرد سياست و قاطعيت و تصميم و شجاعت . اما ساير مواضع و احتجاجات حضرت عليه السّلام را در قبال معاويه و دار و دسته اموى و نيز خطبه‌ها ، نامه‌ها و مواضع وى را در جنگ‌ها فراموش كرده يا از ياد برده‌اند و خود را به فراموشى زده‌اند ! گويى به گوششان نخورده كه امام على عليه السّلام از مردم خواست كه مانع رفتن حسن به ميدان نبرد شوند ، آنجا كه فرمود : « املكوا عنّى هذا الغلام لا يهدنى » . « 1 » حتى معاويه دربارهء حضرت به زياد نوشت :
اما حسن فابن الذي كان قبله * اذا سار سار الموت حيث يسير
و هل يلد الرئبال الّا نظيره * و ذا حسن شبه له و نظير
و لكنّه لو يوزن الحلم و الحجى * بأمر لقالوا : يذبل ، و ثبير « 2 »
« حسن فرزند همان كسى است كه هر جا مىرفت ، مرگ نيز پابه‌پاى او قدم بر مىداشت . بچهء شير همانند شير است و حسن نيز همانند پدر خويش است . اگر حلم و درايت او را بتوان سنجيد ، بايد گفت كه هموزن يذيل و ثبير ( نام دو كوه ) است . » از اين گذشته ، امامت به معناى حقيقىاش نزد اهل بيت عليهم السّلام از مسلّمات بود ، اما خدا بكشد آن‌هايى را كه به خاطر تعصّبات قومى و نژادى ، حق آنان را غصب كردند و به خاطر رسيدن به دنيا همانند سگان به همديگر يورش بردند . ما كاملا مىدانيم كه تا چه اندازه اين گفتهء آنان به صحّت نزديك است كه :
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه و تذكرة الخواص ؛ تاريخ طبرى ؛ وقعة صفين ؛ بهج الصباغه ، ج 3 ، ص 216 و 217 از آنان . ( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 16 ، ص 195 ؛ آل ياسين ، صلح الحسن ، ص 202 .