تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
آيا حسن عليه السّلام نمىديد كه دشمن اموى ستمكار ، مترصّد فرصتى است كه بر پيكر اسلام و مسلمين ضربه وارد كند و باقىماندهء صحابه را از بين ببرد و نابود سازد ؟ آيا امام حسن عليه السّلام نمىدانست كه با وجود ياور ، بر عالم فرض است كه قيام كند و خلافت را بپذيرد ؟ آرى ، امام حسن عليه السّلام همهء آن مسائل را مىديد و هم مىدانست و كلمات جاودانه‌اش در مناسبت‌هاى مختلف ، دليل قاطعى است كه با سياست‌هاى پدر در بيعت و جنگ و ساير مواضع و مواقف كاملا موافق بوده ، و حضرتش را در گفتار و كردار و قول و عمل تأييد مىكرده است . مگر حسن عليه السّلام نبود كه مردم كوفه را براى جهاد در ركاب على عليه السّلام و عليه ناكثين تحريك و تشويق كرد ، و مگر همو نبود كه در جنگ آن قدر غرق شده بود كه پدرش فرياد برآورد : اين پسر را نگهداريد ؟ ! دروغ ديگرى هم به امام مجتبى نسبت داده‌اند كه در ربذه - در حالى كه گريان بود - به پدرش گفت : « امرتك فعصيتنى ، فأنت اليوم تقتل بمضيعة لا ناصر لك ! ؛ تو را فرمان دادم ، اما سرپيچى كردى . امروز در ديار غربت بدون ياور كشته مىشوى ! » امير المؤمنين فرمود : « مالك تحن حنين المرأة ؟ ما الّذى امرتنى فعصيتك ؟ ؛ تو را چه شده است كه مانند زنان نوحه مىكنى ؟ مرا به چه فرمان دادى كه اطاعت نكردم . » « 1 » ابن قتيبه نيز مطالبى نقل مىكند كه امام مجتبى عليه السّلام از همان اول قصد داشت خلافت را به معاويه واگذارد .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ص 3107 و 3108 .