تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
« معاويه ! به جانم سوگند كه تو جز دنيا چيزى نمىخواهى و جز از هواى نفس پيروى نمىكنى و اگر عثمان را پس از مرگش پشتيبانى مىكنى ، در زمان حياتش او را خوار و بىدفاع گذاشتى . » « 1 » امير المؤمنين در نامه‌اى به معاويه نوشت : « اما بعد ، فو اللّه ما قتل ابن عمك غيرك و انى لأرجو أن الحقك به على مثل ذنبه و اعظم من خطيئته ؛ « 2 » اما پس از حمد و ثناى الهى و درود و سلام بر رسول گرامى او ، به خدا سوگند ! عموزاده‌ات را كسى جز تو نكشت و من اميدوارم كه تو را به خاطر گناهى همانند او يا بزرگ‌تر از آن ، به وى ملحق سازم . » اصغ بن نباته نيز با همين عباراتى كه از ديگران نقل كرديم ، با معاويه روبه‌رو شد . « 3 » امام حسن عليه السّلام نيز به او گفت : « ثم ولّاك عثمان فتربّصت عليه ؛ « 4 » عثمان تو را ولايت شام داد ، اما تو چشم انتظار حوادث بد براى او بودى و آرزوى مرگش را داشتى . معاويه به عمرو بن عاص گفت : « راست گفتى ، با آنچه در دست ماست با او مىجنگيم و او را وادار مىكنيم تا مسئوليت قتل عثمان را بر عهده بگيرد . عمرو گفت : وا عجبا ! كسى بايد ادعاى خون‌خواهى عثمان كند كه از همهء مردم احقّ است ، نه من و تو . گفت : واى بر
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ج 1 ، ص 101 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 333 . ( 2 ) . الغدير ، ج 9 ، ص 76 ؛ عقد الفريد ، ج 4 ، ص 334 . ( 3 ) . تذكرة الخواص ، ص 85 ؛ مناقب خوارزمى ، ص 134 و 135 . ( 4 ) . تذكرة الخواص ، ص 201 .
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 213 | سيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى