اما اكثرشان در اين جنگها منبعى براى عيش و نوش خويش فراهم ديده و از اين راه به مال و ثروتى هر چند ناچيز و اندك دست يافتند . همين امر موجب شد كه اگر هم در ميانشان كسى كمترين اطلاعى از احكام اسلامى داشت ، از تمامى اعمال و كردار شيطانى و غير اسلامى حاكمان چشمپوشى كرده ، آن را ناديده بگيرد .
بعضى از نهضتها كه عليه نظام حاكم شروع مىشد ، گرچه گاهى نتايجى به همراه داشت ، اما چيزى نمىگذشت كه در برابر ضربات خردكننده و كوبندهء نظام حاكم از پاى درمىآمد و به پايان مىرسيد .
به هر حال ، جنگ براى به دست آوردن مال و غنيمت ، صفت مشخصهء اين فتوحات بود . آن چنان كه در نظر دارم - اگر چه على رغم بررسى زياد نتوانستم فعلا آن را پيدا كنم - در بعضى از معركهها طرف مقابل ، اسلام خويش را اعلام مىكرد ، اما چون فاتحان در اموال و زنانشان طمع داشتند ، به آن وقعى نمىنهادند و حتى آنان را دروغگو قلمداد كرده و آن را ناديده مىگرفتند . « 1 »
در زمان رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز آثار اين پديده را مىبينيم ، زيرا در آن موقع هنوز مسلمانان به مرحلهء نضج و كمال نرسيده بودند و با اسلام و احكام آن به نحو مطلوب و شايستهاى تعامل نداشتند و تمايلات جاهلى و طمعورزىهاى دنيوى هنوز هم در ميان آنها ديده مىشد . حارث بن مسلم تميمى - كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله وى را به همراه عدهاى براى شركت در سريهاى اعزام كرده بود - مىگويد :
« چون به مغار رسيديم ، اسبم را حركت دادم و از همراهانم پيشى گرفتم . مردم قبيله با آه و ناله به استقبال ما آمدند . به آنان گفتم : بگوييد : « لا إله الا اللّه » تا در امان باشيد . آنان نيز تهليل به جاى آوردند . همين كه همراهانم از راه رسيدند ، مرا
هامش
( 1 ) . گويا مؤلف به جريان خالد بن وليد و اسلام مالك بن نويره نظر داشتهاند . بنگريد به تاريخ طبرى و كامل ابن اثير در وقايع دورهء ابو بكر و جنگهاى موسوم به ردّه .