آزادش كرد « 1 » ، به ابو موسى كه منشىاش يك بردهء نصرانى بود اعتراض كرد ! « 2 » معلم فرزندان سعد بن ابى وقاص نيز نصرانى بود . « 3 »
اگر بخواهيم تمامى موارد را در اينجا برشماريم ، بحث به درازا خواهد كشيد .
به هر حال ، تربيت و پرورش نوزادان توسط اين كنيزكان ، مىتوانست از ميزان پاىبندى دينى مردم بكاهد و التزام اين كودكان را به احكام اسلامى به شدت كاهش دهد و طبيعتا خطرى جديد براى اسلام و مسلمانان به همراه آورد ؛ از اين روست كه مىبينيم امامان بزرگوار شيعه عليهم السّلام مىكوشيدند تا بردگان و كنيزكان را با تعليمات اسلامى شايستهاى تربيت كنند و آنان را در راه خدا آزاد سازند . « 4 »
اسلام به طور وسيع و گستردهاى آزادى بردگان را تشويق كرده ، براى اين كار ، وسايل اجبارى و اختيارى زيادى قرار داده است كه خود مىتواند مسألهء بردگى را از اساس از بين ببرد . دين اسلام ، آزادى بردگان را امرى راجح و شايسته قرار داده كه هيچ وسيلهاى نياز ندارد .
از سوى ديگر مىبينيم آن موقع كه حكام در صدد پرورش جوانان براى مناصب و مقامات عاليه و نيز شكوفايى شخصيت آنان برمىآيند ، از فتوحات اسلامى در زمينهء ارضاى خواستهها و اشباع غرور جوانى آنان بهرهبردارى مىكنند ، حتى معاويه ، پسرش يزيد را وادار مىكرد كه فرماندهى سپاهى را كه
هامش
( 1 ) . التراتيب الاداريه ، ج 1 ، ص 102 ، نقل از : ابن سعد ، ج 2 ، ص 109 ؛ حلية الاولياء ، ج 9 ، ص 34 و از كنز العمال ، ج 5 ، ص 50 از ابن سعد ، و سعيد بن منصور و ابن المنذر و ابن ابى شيبه و ابن ابى حاتم .
( 2 ) . ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 43 ؛ در المنثور ، ج 2 ، ص 291 ، نقل از : ابن ابى حاتم و بيهقى در شعب الايمان .
( 3 ) . انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 292 .
( 4 ) . ر . ك : دراسات و بحوث فى التاريخ و الاسلام ، ج 1 ، بحث : « الامام السجاد باعث الاسلام . »