براى كسانى واگذار كنيم كه در فقر و تنگدستى به سر مىبرند و راهى را كه شما در پيش گرفتهايد و جهادى را كه شما انجام مىدهيد رها كردهاند . » « 1 »
در فتح « شاهرتا » بعضى از بردگان مسلمان به اهالى شهر امان مىدادند ، اما مسلمانان از اين امر ناخشنود بودند ، تا اين كه مسأله را با عمر بن خطاب در ميان گذاشتند . عمر نوشت : « بردهء مسلمان از مسلمانان است و امان او امان آنها . »
راوى مىگويد : « با اين بيان عمر ، غنايمى كه بر آن اشراف پيدا كرده بوديم ، از دست داديم . » « 2 »
يكى از شعرا در هنگام مرگ مهلّب سرود :
الا ذهب الغزو المقرب للغنى * و مات الندى و الجود بعد المهلّب
پس از مهلّب ، هم جنگهايى كه مردم را به پولدارى نزديك مىساخت از بين رفت و هم جود و كرم در ميان مردم به خاموشى گراييد .
آرى ، اين فتوحات براى پر كردن جيب جنگجويان و احيانا تقويت بنيهء نظامى آنان براى پيروزى بر خصم بود .
آنچه خالد بن وليد بيان كرد ، تمام حقيقت نيست ، زيرا آنچه به طبقهء مستضعف سپاه مىرسيد ، تنها بخش بسيار اندكى از غنايم بود كه براى رفع نياز و سدّ جوع آنها كافى نبود و آن قدر كم بود كه بلافاصله تمام مىشد ، در حالى كه اينان جلوداران سپاه و طلايهداران فتح و پيروزى بودند . بسا كه بسيارى از آنان كسانى بودند كه روز پيش سرزمينشان فتح شده بود . همانطور كه دربارهء مردم افريقا گذشت ( كسانى كه نزد هشام بن عبد الملك ، خليفه اموى ، آمدند تا از رفتار كارگزاران وى شكايت كنند ) همين افراد از بسيارى از امتيازات محروم مىشدند ،
هامش
( 1 ) . العراق فى العصر الاموى ، ص 11 ، نقل از : تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 9 ؛ ر . ك : كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 488 .
( 2 ) . المصنف ، ج 5 ، ص 222 و 223 ؛ سنن بيهقى ، ج 9 ، ص 94 .