يك متن تاريخى ديگر مىگويد :
« قتيبة بن مسلم بر اهل طالقان وارد شد . عدهء زيادى از مردم آنجا را كشت ، كه در تاريخ نظير آن شنيده نشده بود . در مسافت چهار فرسنگ از دو طرف ، چوبهاى دار نصب كرده ، عدهء بسيارى را در دو جانب جاده به دار كشيد كه همه به يك نسق به هم پيوسته بودند . » « 1 »
يكى از فرماندهان در فتح گرگان ، به اهالى شهر امان داد ، به شرط اين كه حتى يك تن از آنها كشته نشود . اما حصار را كه گشود ، به جز يك تن ، تمام آنها را كشت . « 2 »
فرمانده ديگرى با اهالى قنسرين مصالحه كرد . يكى از شرايط صلح اين بود كه قلعه و ديوار شهر را ويران كند و چنين هم كرد . « 3 »
والى خراسان از اهل ذمّهء سمرقند و ما وراء النهر خواست كه اسلام آورند و گفت : در صورتى كه مسلمان شوند و دعوتش را بپذيرند ، از آنان جزيه نخواهد گرفت . آنان دعوتش را پذيرفته و اسلام آوردند ، اما وى از آنان مطالبهء جزيه كرد ؛ آنان نيز اعلان جنگ كردند و با وى به نبرد پرداختند . « 4 »
هنگامى كه عقبة بن نافع ، والى معاوية بن ابى سفيان ، به افريقا وارد شد ، مردم را از دم شمشير گذراند ، زيرا وقتى اميرى وارد مىشد ، از وى اطاعت مىكردند و بعضى هم اظهار اسلام مىنمودند ، اما همين كه امير از آنجا بر مىگشت ، پيمان مىشكستند و از اسلام برمىگشتند . « 5 »
هامش
( 1 ) . البداية و النهايه ، ج 9 ، ص 78 - 81 ؛ كامل ابن اثير ، ج 4 ، ص 545 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 324 ؛ كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 110 ؛ البداية و النهايه ، ج 7 ، ص 154 .
( 3 ) . الفتوحات الاسلاميه ، ج 1 ، ص 53 ؛ كامل ابن اثير ، ج 2 ، ص 493 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 98 .
( 4 ) . البداية و النهايه ، ج 9 ، ص 259 و 260 .
( 5 ) . كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 465 .