تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
« كان علىّ بن أبى طالب عليه السّلام عندكم بالعراق ، يقاتل عدوه و معه اصحابه و ما كان منهم خمسون رجلا يعرفونه حقّ معرفته و حقّ معرفة امامته « 1 » ؛ على بن ابى طالب با شما در عراق بود . با اصحاب خود عليه دشمنش مىجنگيد ، منتها در ميان آنها پنجاه نفر كه حق حضرت و امامتش را چنان كه بايد بشناسند ، يافت نمىشد . » در جنگ صفين على عليه السّلام به عدى بن حاتم فرمود : « پيش بيا ! عدى آن قدر نزديك شد كه گوشش در مقابل بينى على عليه السّلام قرار گرفت . حضرت فرمود : واى بر تو ، عموم كسانى كه امروز با من هستند ، بر من عصيان مىورزند و نافرمانىام مىكنند ، اما معاويه در ميان كسانى است كه از او اطاعت مىكنند و فرمان مىبرند . » « 2 » از طرفى در آن زمان ، رفتار حكّام با مردم عموما اسلامى نبود . نگاهى گذرا به چگونگى برخورد آنان با مردم براى تبيين اين وضعيت كافى است . به عنوان نمونه به مطلب زير توجه فرماييد : « اهالى افريقا نسبت به ساير ممالك ، بسيار مطيع و آرام و فرمانبردار بودند ، تا اين كه در زمان هشام بن عبد الملك اعيان و مبلّغان عراقى در افريقا رخنه كردند . آنها با مشورت و تبليغ عراقيان دست به عصيان زدند و پراكنده شدند كه تا به امروز ( زمان مؤلف ) اين وضعيت ادامه دارد . آنها مىگفتند : به سبب جرم و جنايت عمّال هرگز با اولياى امور خود مخالفت نمىكنيم . مبلّغان عراقى به آنها گفتند : اين عمّال و حكّام تبهكار به امر و ارادهء پيشوايان منصوب مىشوند و آنها مقصر و مسئول هستند . اهالى افريقا گفتند : بايد آنها را امتحان كنيم . عده‌اى حدود بيست و چند مرد به نمايندگى از مردم افريقا ، به ديدار هشام آمدند .
هامش
( 1 ) . اختيار معرفة الرجال ، ص 6 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 8 ، ص 77 .