تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
بدين ترتيب ، مردمى كه سرزمينشان پس از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله فتح شد ، بر همان آداب و رسوم و مفاهيم جاهلى حاكم بر حركات و سكنات و روابط و مناسبات اجتماعى خود به طور عام باقى ماندند ، و اسلام نه در جانشان جاى گرفت و نه در ضميرشان ريشه دوانيد ، چه رسد به اين كه در اسلام ذوب شوند و اسلام بر آنان حكمفرما باشد و در ميانشان حركت ايجاد كند . آثار و عواقب طولانى اين پديده ، بسيار تأسف‌آور بود ، زيرا در نظر آنانى كه از آن بهره‌بردارى مىكردند و از اسلام جز اسمى و از دين جز رسمى سراغ نداشتند ، اين آداب و رسوم و مفاهيم جاهلى و انحرافات و روابط و مناسبات قبيله‌اى و طمع‌ورزيهاى شخصى و ديگر كارهاى غير انسانيى كه به دنبال داشت ، اگر نگوييم به نظرشان برگرفته از اسلام بود ، بايد حد اقل بگوييم كه آن را مخالف و معارض اسلام نمىديدند و در نظرشان هيچ‌گونه تضاد و تعارضى با هم نداشت ، و كار را به جايى رساندند كه اسلام به عنوان حافظ آن مطرح شد و اين مفاهيم و آداب و رسوم لباس اسلام به تن كرد و رنگ دين به خود گرفت ؛ از اين‌رو در پوشش اسلام و در زير چتر حمايتى آن در امن و امان به سر بردند . اسلام در نفوس بسيارى از حاكمان و اعوان و انصارشان كه به خاطر مصاحبت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و رؤيت آن حضرت در ميان تودهء مردم مكان و منزلتى داشتند ، چندان رسوخ نكرده بود و بر انحرافات ، مفاهيم و آداب و رسوم جاهليت باقى بودند و از مقام و موقعيت خود در راه تثبيت آن‌ها از هيچ كوششى فروگذار نكردند ، حتى از راه جعل حديث و انتساب آن به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در اين راه كوشيدند . در تبعيض نژادى و برترى دادن عرب بر عجم و موارد ديگرى كه بدان اشارت رفت ، وضع به همين منوال بود . خلاصه اين كه گسترش اسلام و نشر تعاليم عالى آن ، به هيچ وجه مورد اهتمام و كوشش زمامداران نبود .
الحياة السياسية للامام الحسن ( ع ) ( تحليلى از زندگانى سياسى امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 173 | سيد جعفر مرتضى العاملي / محمد سپهرى