آنطور كه مىگويند : مردم شام پذيرفتند كه معاويه در راه صفين ، نماز جمعه را در روز چهارشنبه اقامه كند . « 1 »
در وصيت معاويه به يزيد آمده :
« به اهل شام توجه كن ! اينان رازدار تو باشند . هرگاه دشمنان تو سربلند كنند و تو را نگران سازند ، از اهل شام يارى بخواه ، و اگر دشمن را شكست دادند ، باز آنان را به محل خود برگردان ! زيرا اگر در بلاد ديگر اقامت كنند ، اخلاقشان تغيير كند . » « 2 »
آنگاه كه ابو ذر در مقابل طغيان معاويه و تصاحب اموال مسلمانان در شام ايستاد ، حبيب بن مسلمه به معاويه گفت :
« ابو ذر نظر مردم را دربارهء شما تباه نموده ، اگر نيازى به آن دارى ، مردم را درياب ! » « 3 »
بر حسب يك متن ديگر گفت :
« ابو ذر با اين سخنان خود ، نظر مردم را دربارهء تو خراب نموده و آنان را عليه تو مىشوراند . پس معاويه اين مطلب را به عثمان نوشت . عثمان در پاسخ نگاشت :
او را به سوى من گسيلدار ! چون ابو ذر به مدينه رسيد ، عثمان او را به ربذه تبعيد كرد . » « 4 »
آنگاه كه اهالى مصر به مدينه آمدند تا از عمر دربارهء علت عمل نكردن به بعضى از احكام قرآن از او بازخواست كنند ، در پاسخ گفت :
« مادر عمر در عزايش گريه كند ، آيا او را وادار مىكنيد كه مردم را بر اساس كتاب
هامش
( 1 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 32 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 196 ، ( نقل از : مروج الذهب ) .
( 2 ) . الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 112 ؛ عقد الفريد ، ج 4 ، ص 373 ( با اندكى تفاوت ) .
( 3 ) . الغدير ، ج 8 ، ص 304 ، ( نقل از : ابن ابى الحديد ) .
( 4 ) . امالى مفيد ، ص 122 .