« جوانمرد قريش را نزد ما ملامت مكنيد ! جوانمردى كه در حال خشم ، خندان است . » « 1 »
عمر هر ماه ، هزار دينار از بيت المال به معاويه مىداد . در نقل ديگرى دارد :
در سال ده هزار دينار . با وجود اين ، عدهاى ادعا مىكنند كه عمر در سال دهم خلافت خود حج به جاى آورد و مخارجش شانزده دينار شد ، گفت : « در اين مال اسراف كرديم . » « 2 »
عمر دربارهء معاويه مىگفت :
« از آدم قريش ( آدم : فردى كه رنگش متمايل به سياهى است ) و فرزند بزرگوارش پرهيز كنيد ! كسى كه با حال رضا به خواب مىرود و در حال خشم ، خندان است . » « 3 »
عمر يك بار به معاويه نگريست و گفت : « اين كسراى عرب است . » « 4 »
يك بار به همنشينان خود گفت : « آيا با اين كه معاويه در ميان شماست ، از كسرا و قيصر و سياست و كياست آن دو سخن مىگوييد » ؟ ! « 5 »
وى تلاش داشت كه تمايل و اشتهاى معاويه را در رسيدن به خلافت شعلهور سازد ؛ لذا گفت : « بپرهيزيد از اين كه پس از من متفرق شويد ! اگر جدايى پيشه كنيد ، بدانيد كه معاويه در شام است ، و اگر به خود واگذار شويد ، بنگريد كه چگونه آن را از چنگ شما مىربايد » ، يا « خواهيد دانست كه اگر دربارهء خلافت
هامش
( 1 ) . الاستيعاب ( در پاورقى الاصابه ) ، ج 3 ، ص 397 ؛ دلائل الصدق ، ج 3 ، ص 211 .
( 2 ) . دلائل الصدق ، ج 3 ، ص 212 ، نقل از : تاريخ الخلفاء ؛ الصواعق المحرقه ( در سيرهء عمر ) .
( 3 ) . ابن قتيبه ، عيون الاخبار ، ج 1 ، ص 9 .
( 4 ) . الاستيعاب ( در پاورقى الاصابة ) ، ج 3 ، ص 396 و 397 . در اين كتاب آمده است : عمر هرگاه وارد شام مىشد يا به او نگاه مىكرد ، مىگفت : « هذا كسرى العرب » ؛ الاصابه ، ج 3 ، ص 434 ؛ اسد الغابه ، ج 5 ، ص 386 ؛ الغدير ، ج 10 ، ص 226 ، نقل از : منابع قبل ؛ دلائل الصدق ، ج 3 ، ص 212 .
( 5 ) . الفخرى فى الآداب السلطانيه ، ص 105 .