تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
و چون حسب الحكم جميع محصولات يرقانيه و توابع عن حصر ارباب و ديوان در وجه قدس صفات مومى اليه مقرّر است حسب المسطور مقرر دانسته عوض تخم ، طلب ننمايند و در عهده دانند و به سند به قبض بهر عبارت و تاريخ كه باشد مستند نگردند و تقدّم و تأخّر تاريخ را اصلا معوّل عليه نشمرند و افاضت پناه مومى اليه را در عدم تمكين حكم نقيض و تعذير هركس كه مخالفت اين حكم نمايد مرخّص دانسته نهايت امداد نمايند و از مخالفت كه موجب مؤاخذات است انديشه نمايند ، احكام مذكوره را به همان دستور مقرّر دانسته از مضامين حكم جهان‌مطاع كه به تاريخ شهر محرم سنة ستّ و ثلاثين و تسعمائه صادر شده در جميع اين ابواب به تمامى قيود درنگذرند و از آن عدول نجويند و خلاف‌كننده را ملعون و مطرود دانسته به مقتضى آيهء كريمه
« أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ »
از مردودان اين دودمان شمرند در اين ابواب قدغن دانسته تقصير ننمايند و در عهده شناسند . و هرساله در اين باب [ . . . ] آنچه دلشان مجدّد نطلبد و شكر و شكايت وكلا و گماشتگان ايشان را عظيم مؤثّر شمرند به تاريخ اشهر ذى حجة الحرام سنه 939 « 1 » . و در كنار اين رقم ، نوّاب ، شاه‌تهماسب انار اللّه برهانه به خط شريف خود به طريق
هامش
( 1 ) - روضات الجنات ذيل احوال شيخ على مىنويسد : در يكى از مدارك نوشته است شاه‌تهماسب به منظور ترقى و حفظ موقعيت محقق ثانى فرمان زير را كه به خط خود نوشته بود صادر كرد . بسم اللّه الرحمن الرحيم چون از مؤداى حقيقت انتهاى كلام امام صادق ( ع ) كه انظروا الى من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فارضوا به حكما فانى قد جعلته حاكما فاذا يحكم فمن لم يقبله منه فانما به حكم اللّه استخفّ و علينا ردّ و هو رادّ على اللّه و هو على حدّ الشرك لايح و واضح است كه مخالفت حكم مجتهدين كه حافظان شرع سيدالمرسلين‌اند با شرك در يك درجه است پس هركه مخالفت خاتم المجتهدين وارث علوم سيّد المرسلين نائب الائمه المعصومين لا زال كاسمه العلىّ عليا عاليا كند و در مقام متابعت نباشد بىشائبه ملعون و مردود و در اين آستان ملائك ايشان مطرود است و به سياسات عظيمه و تأديبات بليغه مؤاخذه خواهد شد . كتبه تهماسب بن شاه اسماعيل الصفوى الموسوى پيش از اين مؤلف به اين فرمان اشاره كرده است لكن چنان وانموده كه فرمان سيورغال است و حال‌آنكه فرمان سيورغال چنانچه پيش از اين همگى آن در اينجا آمده است با « يا محمد يا على » آغاز شده است - م .