اين اجازه را حسين بن حسن حسينى ( كه خدا او را براى هر كارى كه مورد خرسندى او بوده موفّق بدارد و امروزش را از گذشته درستتر بدارد به حق پيمبر و ولى و عترت ايشان صلوات اللّه عليهم اجمعين ) به دست خود مرقوم داشت و تاريخ آن نزديك ظهر روز نهم ماه صفر سال 987 هجرى است كه بر مهاجر آن بهترين درود و كاملترين تحيّت باد و اين اجازه در آن هنگام صادر گرديد كه به حمد خدا مشغول و از نعمت او شاكر و بر پيمبر و خاندان او درود گو و از گناهان خويش آمرزش خواهم . پايان اجازهء مير مبرور .
مؤلف گويد : دير نپايد دانشورى را به نام ملا غياث الدّين على طبيب يادآورى نمائيم و خواهيم گفت حقيقت آن است كه مترجم حاضر و آتى متحدند . اسكندر بيك در تاريخ عالمآرا گويد : حكيم غياث الدّين على كاشى مردى صادق القول ، راستگفتار و سادهلوح بود و در اكتساب علوم متداوله كما ينبغى كوشيده و در علم طبّ مرتبه كمال داشت و بعد از فوت او برادرش حكيم نور الدّين به ملازمت اشرف ( شاهتهماسب صفوى ) فايز گشته در سلك حكما انتظام يافت و در معالجات مرض يد بيضا نموده ، قولش در ميانه حكماء قدوه و قانون بود و در خدمت شاه جنّت مكان ، اخلاص و راست گفتارى زياده از اقران محلّ اعتماد بود « 1 » .
سيّد ابو طالب على بن حسين حسّنى
وى از اصحاب بزرگوار و از علماى عالىمقدار است كتاب امالى از آثار اوست و من تا حال حاضر از چگونگى روزگار او اطلاعى به دست نياوردهام . آرى سيّد بن طاوس در رسالهء المواسعه در ضمن بحث از قضاى نمازهاى فوت شده مىنويسد : در كتاب امالى سيد ابو طالب على بن حسين حسنى در باب مواسعه چنين نقل كرده است :
حديث كرد ما را منصور بن رامس از على بن عمر حافظ دارقطنى از احمد بن نصر بن
هامش
( 1 ) - جملات فوق عين عبارات اسكندر بيك در تاريخ عالمآرا است كه آنها را ذيل شرح حال از حكيم غياث الدّين به مناسبت يادآورى مستوفيان تحت عنوان « ذكر حكماى مسيحية الانفاس » ايراد كرده است - م .