تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
دارم همان يقين من است . سپاس خدا را كه مراتب دانشوران را به عالىترين درجه‌هاى تحقيق بالا برده و مركّب آنها را بر خونهاى شهيدان برترى داده و درود و سلام بر درخششهاى فهم و كمال و محال بروز راهبرى در نشانه حق و روايت و جلالت و دقت آنان كه از بركات وجودشان دير نپايد كه آنچه از چشم پوشيده مانده از پس پردهء دقيق هويدا گردد . و بعد ، عالم عامل و فاضل كامل كه مرجع افاضل و مجمع فواضل و سرچشمه كمالات و فضائل است آنكه از يك‌يك افراد ممتاز و با ويژگى كه دارد همانند چشم بيناى انسان است و در دو علم دين و بدن بر ديگران پيشى جسته غياث ملت و نگهبان حق و دين كه پيوسته چون نامش از مقام عالى برخوردار گرديده فرزند مرحوم مغفور كه تاج افتخار بر سر دارد و در پناه خدا در آرامگاه خويش سر به تيره تراب برده در زبانها معروف است آن‌چنان‌كه دفع هرگونه اشتباه نموده است . كمال دنيا و دين حسين كه كوشش مايه نيكبختى و بخشش موجب سعادتمندى است تا خورشيد بدمد و برق صفحه آسمان را به جهش خويش منوّر گرداند به حقيقت حق و اهل آن . اين كتاب ارزنده را از آغاز تا انجامش نزد من قرائت كرد قرائتى كه از فراوانى فضيلت و كثرت دانش و شعله‌ورى ذهن و استقامت طبع و تيزرأيى او حكايت مىكرد چنان كه از كم و زياد و بزرگ و كوچك آن خوددارى نكرد و ازآن‌پس كه از تماميت آن آسوده‌خاطر گرديد از من درخواست اجازه نمود و به او اجازه دادم تا كتاب مزبور را چنانچه مىخواهد و براى هركس كه اراده دارد روايت نمايد با آن شرايطى كه در نقل روايت معتبر است و ارباب دانش در طرق خويش مقرّر داشته و در سندهاى خود تحرير كرده‌اند كه براى من مسلّم و از اساتيد مذهب و پيشوايان اين طريقه به استوارى پيوسته است به طريقى كه دارم از شيخ صدوق كه راهى طريق حق گرديده و اخبار اهل بيت را با نقّادى كامل بررسى نموده و نيكوكاران راستگو را به طريقه ائمه اطهار راهنمايى كرده و مصنف اين كتاب است كه خدا او را از هرگونه ناراحتى پاكيزه بدارد و جايگاهش را مطهّر بگرداند ، اينك آنكه براى هرگونه خيرى توفيق يافته كتاب مزبور را از من روايت نمايد و در خلوت و جلوت از من خاطر نكند و در تعقيب نمازها و محالى كه گمان اجابت است و او هم شايستگى براى آن را دارد فراموش ننمايد كه او عزيزتر و محبوب‌ترين افراد در نزد من مىباشد و
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 496 | محمد باقر ساعدى / الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني