و همين سيد بن باقى معاصر با محقّق حلّى و همرتبههاى او بوده است زيرا من در آخر برخى از نسخههاى اختيار المصباح او چنين يافتهام سال 653 هجرى از تأليف آن آسوده شده است .
شيخ على بن حسين خيّاط
وى از مشايخ بزرگوار سيّد بن طاوس بوده است و بهطورىكه سيّد ابن طاوس در الدروع الراقيه اظهار داشته است : خيّاط با خاء نقطهدار منسوب به خياطت و دوزندگى است و در بعضى از جاهاى ديگر حنّاط با حاى بىنقطه و پس از آن نون مشدّد منسوب به گندمفروشى است ( حنطه ) .
يادآورى مىشود : ما سرگذشت اين عالم را در اين كتاب بار ديگر متذكر شدهايم و آنچه پيش از اين يادشده با آنچه در اينجا آمده است اندك تفاوتى دارد .
سيّد على حسينى مجاور مشهد مقدّس رضوى
شيخ فخر الدّين رماحى در كتاب المنتخب من المراثى و الخطب برخى از خوابهاى معجزهآسا را كه مربوط به سوگوارى حضرت سيّد الشهداء عليه السّلام بوده از وى نقل كرده است و از قرائن ظاهره به دست مىآيد كه وى از علما بوده است و ممكن است سيّد مترجم يكى از ساداتى باشد كه پيش از اين ذكر شده و يا يادآورى خواهد شد .
ملا غياث الدّين على بن كمال الدّين حسين طبيب
وى فاضلى دانشور و بزرگوارى خردمند و از شاگردان سيّد امير حسين مجتهد عاملى است كه صاحبجاهى بنام بوده است .
من در قصبهء خسروشاه از نواحى تبريز به رسالهء اعتقادات صدوق دست يافتم كه مير مبرور به خط شريف خود در پشت آن رساله اجازهاى براى ملا غياث الدّين مرقوم فرموده و در آن اجازه از وى به خوبى ستايش كرده است . تحقيقات چندى از خود مير مبرور در حواشى آن رساله به چشم مىخورد و اجازه اين است : « يقينى كه به خدا