چندى بوده كه از ديرباز در بحرين اجتماع كرده بودند و سوگند بر كمك كارى به يكديگر ياد كردند و ازآنپس كه در آن محل قصد اقامت نمودند تنوخ ناميده شدند و تنوخ به معناى اقامت است و گروهى از علما بدانجا منسوبند « 1 » .
در قاموس گفته : تنخ بالمكان تنوخا بهمعناى اقام و تنوخ قبيلهاى هستند كه در محلى اجتماع كردند و همانجا اقامت نمودند .
يادآورى مىشود : جوهرى اشتباه كرده و كلمه تنوخ را از ماده ( نوخ ) دانسته و آن كلمه را در ذيل مادّهء ( ن و خ ) ايراد نموده است . فرزدق گويد :
اذا قال غاو من تنوخ قصيدة * بها جرب عدّت على مزورا
هرگاه گمراهى از مردم تنوخ چكامه بسرايد در درون آن جربى وجود دارد كه از راه تزوير بر من عود مىكند . و اين شعر در كتاب مفصّل شاهد آورده شده است و ظاهرا فرزدق هم از مردم تنوخ بوده است « 2 » .
الشيخ ثقةالاسلام ابو الفضل على بن شيخ رضى الدّين ابو نصر حسن بن شيخ ابو على فضل بن حسن بن فضل طبرسى
وى دانشورى فاضل و فقيهى محدّث و باجلالت و مؤلف مشكاة الانوار است . از سيّد سعيد جلال الدّين ابو على بن حمزه موسوى چنانچه خود او در مشكاة الانوار اظهار داشته است و ديگر از اعلام روايت داشته است . علاوه بر مشكاة الانوار كتاب كنوز النجاح در ادعيه از آثار اوست ابن طاوس در كتاب المجتنى من الدعاء المجتبى و ديگر از آثارش و همچنين كفعمى در بسيارى از مواضع مصباح از آن نقل كردهاند .
مترجم حاضر نوادهء شيخ ابو على طبرسى مؤلف مجمع البيان است و كتاب مشكاة
هامش
( 1 ) - در اللباب جزرى پس از ضبطى كه موافق با ضبط مؤلف بوده مىنويسد : ابو العلاء معرّى اديب نامى نيز از مردم تنوخ بوده است و سال 449 هجرى وفات يافته و ابو القاسم على تنوخى و ابو زكريا خطيب تبريزى و گروهى ديگر از وى روايت كردهاند و ابو القاسم على جدّ قاضى تنوخى را نيز ياد كرده و وفاتش را 342 نوشته و او را حنفىمذهب و معتزلى ياد نموده است - م .
( 2 ) - اعلام الشيعة ، سدهء 5 ، ص 124 .