از آثار او ترجمه كتاب مكارم الاخلاق فرزند شيخ ابو على طبرسى است كه به پارسى برگردانيده و به نام مكارم الكرائم ناميده است و از قرينه پيداست كه اين كتاب را به خواهش شاهتهماسب صفوى ترجمه كرده باشد و من آن را در هرات ديدهام و مىپندارم كه نسخهاى از آن در نزد ما موجود بوده باشد .
از آثار او رسالهء مرآة الصفاء است كه به پارسى نوشته و دامنهدار است و من بخشى از اواخر آن را كه مشتمل بر خاتمه دامنهدارى در زيارات پيمبر و حضرت فاطمه و ائمه اطهار عليهم السّلام و ديگر از مطالب مربوط به اين بخش بوده است در شهر هرات ديدهام . ظاهرا ابواب پيش از آن هم در احوال اهل بيت عليهم السّلام و مناقب ايشان يا ويژه اعمال و ادعيه سالانه تأليف شده باشد .
از آثار او كتاب مفتاح النجاح در ترجمه كتاب عدّة الداعى ابن فهد حلّى است كه علاوه بر ترجمه اصل كتاب برخى از دعاهاى ديگر را به آن افزوده است و من نسخهاى از آن را كه بسيار پسنديده ترجمه شده بود در شهر فراء ديدهام .
و از آثار او ترجمه كتاب احتجاج شيخ طبرسى است كه به پارسى ترجمه كرده و نسخهاى از آن در اصفهان موجود است كه به نام شاهتهماسب ترجمه نموده است .
هامش
- سلطهء او به هراس افتاد و چون آن پادشاه در سال 830 در مسجد جمعهء هرات مورد سوءقصد احمد لر قرار گرفت و مجروح شد ، به قاسم انوار ظنين گشتند و او را متهم به حمايت از احمد لر كردند و وى ناگزير هرات را ترك گفت و مدتى در بلخ و سمرقند روزگار سپرى كرد و مشمول عنايت الغ بيگ شد و عاقبت به خراسان بازگشت و در قريهء خرگرد ( يا قصبهء لنگر ) جام به مناسبت لطافت آبوهوا اقامت گزيد و همانجا درگذشت . در اواخر قرن نهم به امر على شير نوائى عمارتى زيبا بر سر قبر وى بنا كردند .
او راست : انيس العاشقين ( مثنوى فارسى ) تذكرة الاولياء يا مقامات العارفين ( مثنوى فارسى ) . ديوان شعر ( شامل غزليات ، قطعات و رباعيات به فارسى ) . از رباعيات معروف اوست :مرا علم ازل در سينه دادند * عجب علمى ولى درسى ندادند
مرا سهساله حالى گشت معلوم * كه شيخ چله را درسى ندادندشايد مرادش از « سهسالگى » اشاره به اوقاتى باشد كه در خدمت صدر الدّين اردبيلى به رياضت مىپرداخته است - م .