يادآورى مىشود : سلسله و پيوندان اين سيّد ، از سادات بنامى هستند كه هماكنون در شولستان فارس از موقعيت خاصى برخوردار مىباشند و من جمعى از آنها را در شولستان ديدهام و در ميان عموزادگان مترجم حاضر گروهى از فضلا وجود دارند كه ما آنها را در طى ترجمههايى از اين كتاب نام مىبريم .
على بن حسن
وى از مشايخ كلينى و از جمله ( عدة من اصحابنا ) است كه كلينى به همين عنوان از آنها در كتاب كافى روايت مىكند ، چنانچه از ايشان از احمد بن محمد بن خالد برقى روايت نموده است و سند مزبور دليل بر آن است كه وى از علماى ما و از مشايخ كلينى است و روايتى كه معظّمله بدون واسطه از وى داشته است دليل بر مدح عظيم و بلكه توثيق از او مىباشد « 1 » .
هامش
- كازرونى به كلى ويران شد و سال چهارصد و شصت و اندى بهوسيله جلال الدّين چاولى رو به آبادى گذارد و اكنون از آن اثرى باقى نمانده است و قصبهء فهليان را براى شولستان قرار دادند و آبادانيها از حمام و مدرسه و مسجد در آن به وجود آوردند و بعدها به صورت دهكدهاى درآمد و بيست و يك فرسخ از شيراز فاصله دارد و هواى آن گرم و نخلستان و باغهاى نارنج داشته . از اين قصبه علما و شعرا برخاستهاند . از سادات آن سرزمين امير شرف الدّين على بن حجت شولستانى است . سپس اندكى به شرح حال او پرداخته و سال وفات او را حدود پنجاه و اندى كه درست نيست نوشته و از روضات سال وفات او را 1060 كه اين هم درست نيست متذكر گرديده و نام سيد مير محمود شولستانى را كه از فضلا بوده ياد كرده است و اضافه كرده در اواخر سلاطين صفويه لرهاى ممسنى بر نواحى شولستان استيلا يافتند نام شولستان را منسوخ كرده آن را بلوك ممسنى گفتند و شعب بوّان كه يكى از چهار بهشت روى زمين است از نواحى شولستان بشمار مىآيد - م .
( 1 ) - در فايده هفتم از مجمع الرجال از علّامه نقل كرده است : ثقةالاسلام كلينى گفته هرگاه بگويم عدهاى از اصحاب ما از احمد بن محمد بن خالد برقى نقل كردهاند ، مرادم على بن ابراهيم و على بن محمد بن عبد اللّه بن اذينه و احمد بن عبد اللّه اميه و على بن الحسين است و هرگاه بگويم عدهاى از اصحاب ما از احمد بن محمد بن عيسى روايت كردهاند ، مرادم محمد بن يحيى و على بن موسى كمندانى و -