فضلا هم از او روايت كردهاند « 1 » و از انفاس شريفه او مستفيض گرديدهاند .
از جمله ملا حاج حسين نيشابورى است كه او در اجازه خود به ملا نوروز على تبريزى به استادى و شيخوخيت شولستانى تصريح كرده است . ملا حاج حسين اين اجازه را در روزگار زندگى استادش شولستانى براى ملا نوروز على صادر كرده است و تاريخ آن اواخر سال 1056 هجرى بوده است و در آن اجازه به مناسبت نامبردارى از استادش چنين مىنويسد : عن شيخنا السيّد السند الجليل الفاضل المحقّق العابد الزاهد الورع التّقى النّقى المؤيّد بتأييد اللّه الامير شرف الدّين على بن السيّد المرحوم المغفور المبرور حجة اللّه الحسنى الحسيني الشّولستانى النجفى كه نسبش حسنى و مولدش شولستان و وطنش نجف اشرف است كه خدا با لطف و احسانش با اين پدر و فرزند رفتار كند و مسلمانان را از زندگى آنان برخوردار سازد از استادش سيّد سند فاضل تا به آخر . . .
پس از آن به نامبردارى از دو استادش امير فيض اللّه و شيخ محمد سبط شهيد ثانى بهطورىكه ما هم پيش از اين ياد كرديم پرداخته است .
امير شرف الدّين رضى اللّه عنه كتابهاى ارزندهاى داشته است كه حدّ اكثر آنها به خط او بوده و يا به تصحيح وى رسيده است . هنگامى كه در استرآباد بودم چنان پيش آمد كه همگى كتابها و بيشتر و بلكه تمامى آثار او را از نظر ملاحظهء خويش گذرانيدم و جملگى آنها را كه به خط خودش بوده است يكى از مردم استرآباد از نوادگانش كه در ارض غرّى ( نجف اشرف ) مجاور بودهاند خريدارى كرده و به استرآباد آورده بود . درعينحال و با كمال تأسف حدّ اكثر آنها به صورت اوراق پراكندهاى درآمده بود كه قابل امتياز از يكديگر و ارتباط باهم نبودهاند و همين اندازه از آن اوراق به دست مىآيد كه امير شرف الدّين داراى مؤلفات عديده در فنون كثيره بوده است و از آثار مرتّب او كه به خط خودش ديدهام شرح رسالهء اثنىعشريه در صلات است كه از آثار شيخ حسن صاحب
هامش
( 1 ) - چند تن از اعلامى كه از وى اجازه داشتهاند در پانوشت پيشين ياد كرديم . از اجازهء سيد حسن صدر به مرحوم علّامهء تهرانى مؤلف الذريعة برمىآيد : شيخ محمد بن جابر از سيد شرف الدّين على شولستانى مترجم حاضر روايت مىكرده است - م .