جايگاه سيّد ابو جعفر نيشابور بود و در خراسان زمينهاى زراعى بسيار و رمههاى زيادى داشت . و سيّدى جليل و محترم و باتدبير بود و بىنهايت از ناموس خود جانبدارى مىكرد . اديب صابر چكامههاى بسيارى در ستايش از او سروده است .
مؤلف گويد : صاحب مجالس سه فقره چكامه كه اديب صابر در مدح او گفته ايراد نموده است و از بعضى از بيتهاى چكامه او استفاده مىشود كه سيّد ، عالمى باكمال و بافضيلت بوده است ، درعينحال يادآورى مىشود عبارتى كه دربارهء او نقل كرديم و مطالبى را كه از ضمن چكامههاى يادشده به دست مىآوريم دليل بر تشيّع او نبوده است و ما اثبات تشيّع وى را به عهدهء خود قاضى نور اللّه مىگذاريم « 1 » .
شريف على بن جعفر بن على مدائنى علوى
از بعضى از مواضع مجموعه ورّام به دست مىآيد : كه شريف علوى از مشاهير اصحاب ، بلكه از معاريف علماى ما بوده است و از معاصران او ، ابن اقساسى سرايندهء فاضل است . بنابراين بايستى به چگونگى احوال او پرداخت .
شيخ جمال الدّين ابو الحسن على بن جعفر بن شعره حلّى جامعانى
وى از بزرگان فقهاى اصحاب متأخرين ما بوده است و از ابن شهرآشوب روايت مىكرده است . من اجازهء ابن شهرآشوب را به خط خود مجيز - كه در ضمن ورقهاى به كتاب مختلف علّامه منضم شده بود - در ضمن كتابهاى متعلق به شهيد ثانى به شرح زير ديدهام :
« الحمد للّه وحده مناقب آل ابى طالب ، مثالب النواصب ، المخزون المكنون فى
هامش
- سلطان را از پاى درآورد . اديب صورت آن فدايى را براى سلطان فرستاد . اديب همچنان در خوارزم بود تا آنكه اتسز از جريان اطلاع پيدا كرد . دستور داد دست و پاى صابر را بسته در جيحون انداختند و غرق شد و مرگ او در سال 546 هجرى اتفاق افتاده است - م .
( 1 ) - اعلام الشيعة ، سدهء 6 ، ص 182 .