خوارزم فراگرفت ، و بخشى از آثار امام فخر الدّين رازى را از وى بياموخت و منصب فتواى دهستان به عهدهء او واگذار شده ، چنانچه پدرش سيد عماد الدّين جعفر از همين منصب برخوردار بود و براى تقيّه رويهء حنفيها را از خود ابراز مىداشته است .
مؤلف گويد : پيش از اين ترجمهء پدرش سيد عماد الدّين ابو القاسم جعفر بن على را متذكر شديم و ممكن است دبيسى ، با دال مهملهء مضموم بوده باشد .
سيّد اجلّ ابو جعفر على بن جعفر بن حسين بن قدامه موسوى نيشابورى خراسانى ملقب به رئيس خراسان
وى فاضلى عالم و بزرگوار و معروف به ابن قدامه بوده است ، و پيداست كه اين شخص غير از قاضى ابن قدامه است .
قاضى نور اللّه در مجالس المؤمنين به نقل از تذكرهء دولتشاه مىنويسد : ابو جعفر على بن جعفر موسوى بزرگوارى بوده كه براى تعظيم و احترام او ، در نامههايى كه صادر مىشده است وى را رئيس خراسان مىنوشتند و سلطان سنجر هم او را برادر خود مىخوانده است .
و اديب صابر كه سرايندهاى بنام ، و از فضلاى سرايندگان خراسان بشمار است « 1 » ، در تهنيت اينكه سلطان وى را برادر خوانده اين بيت را به فارسى سروده است .
اگرچه بهترين خلق عالم را پسر باشد * بزرگى را پدر باشد برادر خواند سلطانش
هامش
( 1 ) - دولتشاه در تذكره مىنويسد : استاد شهاب الدّين صابر دانشمندى فاضل و ماهر بود و در عهد سلطان سنجر مىزيست . اصلش از بخارا بود و در خراسان نشو و نما يافت و با رشيد وطواط معارض بود و به هجو يكديگر مىپرداختند . خاقانى به او اعتقاد داشت . او را شاعر استادى مىدانست . اديب صابر تحت نظر سيد اجل بزرگوار ابو جعفر على بن حسين كه شرح حال فوق مربوط به اوست تربيت يافته . صابر در پيشگاه سلطان سنجر و اركان دولت محترم بود . هنگامى كه اتسز سلطان خوارزم سر به طغيان برآورد سلطان سنجر وى را فرستاد تا مستفسر احوال او باشد . اتسز يكى از فدائيان را فرستاد تا -