گويند : هنگامى كه صدر الدّين به شرح قانون اشتغال داشت . مير مزبور در هند با وى ملاقات كرد و پس از ملاقات اظهار داشت : من اعتقاد عظيمى به شيخ ابو على سينا داشتم و ازآنپس كه با اين حكيم ملاقات كردم . تغييرى در اعتقادم به وجود آمد ، براى اينكه آنگاه كه كتاب شفا و قانون ابو على را مطالعه مىكردم موقعيت عجيبى از پورسينا در دل من ايجاد شده بود و آنگاه كه حكيم صدر الدّين على را ملاقات كردم و متوجه شدم وى به شرح قانون او پرداخته است و براى شرح كتاب وى از كتابهاى ديگر كمك گرفته است و با آنكه از انديشهء درست و تصرّف كامل برخوردار نمىباشد و از معرفت صحيحى بهرهورى نكرده است دانستم كه شيخ هم مانند او چنان فردى بوده است ، يعنى تنها به جمع و اخذ پرداخته و از انديشه و فكر خود استفادهاى ننموده است « 1 » .
بارى حكيم صدر الدّين داراى آثارى است : از جمله شرح قانون شيخ ابو على سينا كه شرحى بزرگ و جامع است و من آن را ديدهام و چندين بار به مطالعهء آن پرداختهام و ديگر رسالة فى الطب كه به سبك سؤال و جواب تأليف شده است و رسالهء ارزندهاى است و ديگرى الشفاء العاجل كه در برابر برء الساعه محمد بن زكرياى رازى تأليف كرده ، و رسالهء خوب و پرفائدهاى است .
شيخ ابو الحسن على بن ابى سهل حاتم بن ابى حاتم بن ابى حاتم قزوينى
وى از بزرگان علماى اماميه بوده است كه از معاصران صدوق بلكه از اعلام پيش از او مىباشد .
نجاشى در رجال « 2 » خويش مىنويسد : ابو الحسن دانشورى ثقه بود و درعينحال از ضعفا روايت مىكرد . بسيار استماع كرده بود و كتابهايى تأليف نمود . از جمله كتاب :
هامش
( 1 ) - هرگاه چنين حكايتى درست باشد دليل بر عدم اطلاع و كمال صدر الدّين است و ارتباطى با شخص ابو على سينا ندارد و مراد حكيم فندرسكى آن است كه شأن قانون بالاتر از آن بوده كه صدر الدّين به شرح آن اقدام نمايد و در غير اين صورت قياس مع الفارق است و از مقام فندرسكى اينگونه قياس دور مىباشد - م .
( 2 ) - رجال نجاشى ، ص 200 .