سيد اين شرح را بنا به پيشنهاد شاه سلطان حسين صفوى تأليف كرده و شرحى است بس بزرگ و از بهترين شرحها و طولانىترين آنها بشمار است . تحقيقات مهمى از كتابهاى ديگر كه كمتر در اختيار بوده است در آن گرد آورده و آن را به نام رياض السالكين فى شرح صحيفهء سيّد السّاجدين ناميده است و در آغاز شرح هر دعائى از صحيفه مباركه خطبه و ديباچه جداگانه كه مشتمل بر كلمات ظريفى بوده ايراد كرده است و تحقيقات و فوائد ارزندهاى در ضمن شرح كلمات شريفه متذكر شده است و بهطور مبسوط به گفتار خويش ادامه داده و به نقل گفتار ديگران از شارحان و تعليقهنويسان پرداخته است . از ميان شارحان به گفتهء شيخ بهايى ره اهميت خاصى و تعصّب ويژهاى نشان مىداده و در بيشتر از علوم ويژه علوم عربيت بحثهاى دامنهدارى دارد .
در آن روزگار مولانا محمّد حسين بن ملا حسن گيلانى به شرح صحيفه اقدام كرده و شرح بزرگى بر صحيفه نگاشته و تحقيقات سيّد مترجم را بدون آنكه از وى نامى به ميان آورد در كتاب خود ايراد كرده است . هنگامى كه سيّد عليخان شرح وى را از نظر مطالعهء خود مىگذراند و متوجه مىشود كه تحقيقات او را مولاناى گيلانى در شرح خود ايراد كرده و به نام خويش به نگارش درآورده است به سختى آشفتهخاطر مىشود و از او بدگويى مىنمايد . مولانا كه به آشفتهخاطرى و بدگويى او پى مىبرد بار ديگر به شرح صحيفه اقدام مىنمايد و در بسيارى از مواضع شرح و تحقيقات او را مورد ايراد و انكار قرار مىدهد « 1 » .
صحيفه مباركه همواره مورد توجه اعاظم علما بوده است و گروه بسيارى آن صحيفه سنّيه را مورد شرح و تعليق قرار دادهاند از جمله شرح سيد داماد و شرح و تعاليق
هامش
( 1 ) - در ترجمه مجلد اول رياض ، ص 16 آمده است : علّامه آية العظمى مرعشى نجفى در مقدمهء صحيفهء مطبوع مرقوم فرموده در سال 1353 هجرى نسخهاى از صحيفه كامله را براى جوهرى طنطاوى مؤلف تفسير الجواهر و مفتى اسكندريه فرستادم . در پاسخ وصول آن پس از سپاسگزارى نوشته بود :
گران است بر من كه تا حال به چنين اثر خالد كه مواريث نبوت و اهل بيت است دست نيافتهام و از من پرسيد كه آيا براى اين اثر شرحى نوشته است ؟ شرح صحيفهء سيد عليخان مترجم فوق را براى او فرستادم .
در جواب وصول آن نوشته بود تصميم دارم من هم شرحى براى صحيفه مباركه بنويسم - م .