مترجم حاضر باقى مانده است وجود دارد و اين نسخه شريفه را مركز دايرهء هستى به خط كوفى مرقوم فرموده است . تاريخ ترقيم آن سال دويست هجرت بوده است و اجازات علما و خطوطى كه بر آن نگاشتهاند ديده مىشود . امير غياث الدّين منصور مذكور در پارهاى از اجازهها كه به خط خود نوشته است از آن نسخه ياد مىكند و همين كتاب را به بعضى از فضلا اجازه داده است و همين اجازه به خط خود مير غياث الدّين در ضمن برخى از كتابهاى سيد عليخان در حال حاضر در دست اولادش در شيراز موجود مىباشد « 1 » .
بارى سيد عليخان مدنى از نوادگان باشخصيت امير صدر الدّين محمد شيرازى است كه با چند واسطه به وى مىرسد و امير صدر الدّين دشتكى شيرازى معاصر با علامه دوانى بوده است و بهتر از اين به حالش بايد رسيد .
سيد عليخان با ملاحظهء كه در شرححالش مىشود در مكه يا در مدينه متولد شده است « 2 » سيد عليخان پس از تولّد و با فاصلهاى كه اتفاق افتاده بود به مكه مشرّف شده و در آنجا مجاورت اختيار كرده است . سپس در آغاز كارش از آنجا به حيدرآباد هند رفت و مدتى طولانى را در آنجا به سر برد و از اميران آن سرزمين بشمار آمد . سلاطين آنجا از
هامش
( 1 ) - فقه الرضا در اين عصر از سوى مؤتمر اسلامى امام رضا ( ع ) به طرز نوينى با مقدمهاى ارزنده راجع به چگونگى آن از نظرهاى مختلفى به طبع رسيده است و اختلافات زيادى دربارهء آن كتاب و انتساب آن به حضرت رضا ( ع ) وجود دارد . علامهء نورى شرح مفصلى در خاتمه مستدرك راجع به آن ايراد كرده و بعضى از علما به شدت هرچه تمامتر صحت آن را انكار كردهاند . علّامه ملا صالح مازندرانى در ضمن اجازهاى كه براى والد اين حقير مرقوم داشته در حيلوله كه سند به حاج ميرزا هاشم چهار سوقى رسيده مىنويسد : آنگاه كه علامه ميرزا هاشم به نجف آمده بود و من و برادرم شيخ على به اتفاق پدرم به عيادت ايشان رفته بوديم حاجى نورى وارد شد ، پس از آنكه از سوى پدرم به علّامه چهار سوقى معرفى شد . علّامه صورت از او برگردانيد و آنچه را كه محدث نورى راجع به فقه الرضا در خاتمهء مستدرك نوشته بوده كاملا مورد انكار قرار داد . حاجى نورى در مقام اعتذار گفت من به نقل و جمع اقوال پرداختهام - م .
( 2 ) - از كتابهاى ترجمه و از مقدماتى كه براى برخى از كتابهاى او نوشته شده به دست مىآيد : سيد عليخان در شب شنبه 15 جمادى الاولى سال 1052 در مدينهء منوره متولد شده است - م .