نوشتيم و در آنجا آورديم كه وى در كتابهاى رجال به غالىگرى شهرت يافته است و از نظر مؤلفان رجال ناپسند است و كتاب اخلاق و امثال آن از آثار او مىباشد بديهى است شيخ بزرگوار حسين بن عبد الوهّاب كه معاصر با سيد مرتضى و سيد رضى بوده است در يكى از مواضع كتاب عيون المعجزات خود مىنويسد : از خطى كه به ابن ابى عمران كرمانى شاگرد ابو القاسم على بن احمد كوفى موسوى - رضى اللّه عنه - نسبت داده شده است چنين برمىآيد كه از ابو القاسم شنيده است توقيعاتى كه از ناحيه مقدسه حضرت بقية اللّه ( عج ) صادر مىشده در اختيار عثمان بن عمرو عمرى قرار مىگرفته و او از سمت سفارت ميان حضرت بقية اللّه و شيعيان برخوردار بوده است تا به آخر . . .
و نيز حسين بن عبد الوهاب در جاى ديگر از كتابش مىنويسد : ابو القاسم على بن احمد كوفى رضى اللّه عنه در كتاب استشهاد گفته است : خبر دادند به ما گروهى از مشايخ ما كه درك خدمت برخى از ائمه عليهم السّلام را كرده بودند از مردمى كه در حضرت على بن محمد عليهما السّلام حضور داشتند تا به آخر . . .
در جاى ديگر از كتابش : در طىّ سند حديثى از ابو الغنائم احمد بن منصور مشترى ( رض ) در اهواز از رئيس ابو القاسم على بن عبد اللّه بن ابى روح قصرى از يحيى بن طويل از اديب ابو محمد بن ابو القاسم على بن احمد كوفى از پدرش از ابو هاشم جعفرى تا به آخر . . .
شيخ ابو الحسن على بن احمد نسوى
از فضلا و علما بوده است و از خصوصيات روزگارش بىاطلاعم . ممكن است نسوى منسوب به نسا بوده باشد كه شهرك معروفى است از شهرهاى خراسان و كلمه
هامش
- مىشود مربوط به شرح حال سيد ابو القاسم على بن احمد بن موسى بن محمد التقى الجواد ( ع ) علوى كوفى است كه گزارش احوالش پيش از اين آورده شده است و از آنجا كه متضمن مطالبى است كه پيش از اين ذكر نشده است ترجمه مىشود . در پانوشت مىنويسد : مطالب پيش از اين قسمت از طرف مؤلف حذف شده و اين بخش را خاطر كرده حذف كند و باقيمانده است و ما هم به همين مناسبت ترجمه كردهايم - م .