وى كمال احترام را مىداشتند و ازآنپس كه اورنگ زيب پادشاه هند بر ديار هند استيلا پيدا كرد سيد به دربار او راه يافت و از سرشناسان آن دولت به حساب آمد . پس از آن از ديار هند عازم بيت الحرام گرديد و پس از انجام مناسك به ايران آمد « 1 » .
اين سيد در شرح صحيفه سجّاديّه از خود به عبارات مختلفى ياد كرده است .
از جمله خود را بهعنوان على صدر الدّين مدنى ابى احمد نظام الدّين حسينى حسنى معرفى كرده است . اينك بايد با تأمل دقيقى به سرّ اين موضوع رسيد تا اشتباهى به وجود نيايد .
سيد عليخان كه خدا فضيلتهايش پايدار بدارد از بزرگان فضلايى بوده كه در روزگار ما زيست داشته است . و او كه خدايش تندرست بدارد مراتب علمى را از گروهى از دانشوران فراگرفته است ، از جمله از شيخ جعفر بن كمال الدّين بحرانى ، از شيخ حسام الدّين حلّى و از شيخ بهايى بهره گرفته و خود او در سندى كه به صحيفهء سجّاديه منتهى مىگردد در اول شرح صحيفه يادشده به مراتب فراگيرى خويش
هامش
( 1 ) - در مقدمهء انوار الربيع ( طبع جديد مكتبه عرفان ) مىنويسد : سيد عليخان در شب شنبه ششم ماه شعبان سال 1066 هجرى به دستور پدرش از مكّه معظّمه به حيدرآباد هند رفت و سال 1068 هجرى بدانجا وارد شد و در آنجا در محضر جمعى از علما كه از شاگردان پدرش بودند بهرهور گرديد . در ظرف هجده سال كه در حيدرآباد اقامت داشته از مناصب عاليه برخوردار بوده است و پس از وفات پدرش در سال 1086 و درگذشت عبد اللّه قطب شاه سلطان حيدرآباد متوجه شد كه مخالفان درصدد آزار او مىباشند . مخفيانه از حيدرآباد بيرون رفته و در برهانپور به دربار سلطان محمد اورنگ زيب بار يافت و از آزار دشمنان محفوظ ماند و مورد اكرام اورنگ زيب واقع شد و از سوى او سپهدارى يكى از گردانهاى نظامى را به عهده گرفت و به لقب سيد عليخان ملقب گرديد . همچنين به ديگر از شئون موظف گرديد و تا سال 1114 هجرى عهدهدار مناصب ارزندهاى بود تا استعفا خواسته و با اجازهء اورنگ زيب به اتفاق خانوادهاش به مكه معظمه رفت و پس از زيارت حج و مرقد رسول اكرم و قبور ائمه بقيع و ائمه عراق عليهم السّلام براى زيارت مرقد مقدس رضوى عازم خراسان گرديد . پس از آن در سال 1117 هجرى عازم اصفهان شد و از آنجا كه محل آسودهاى در اصفهان نداشت به شيراز رفته و در مدرسهء منصوريه شيراز اقامت گزيد و به تدريس و تأليف پرداخت - م .