تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
- على مرتضى در آن روز به امامت برگزيده شد و خدا او را در پيشوايى امت شريك پيمبر قرار داد و از او تمجيد گفت . - با نص احمد بهترين رسولان به نيمروز [ غدير ] در ميان جمعى انبوه از سياه و سفيد . - به سپاسگزارى از خدا پرداخت كه همواره باقى است و همگى آثار و مهربانيها و بخششها از اوست . باز درباره غدير خم گفته است
لا تنكرنّ غدير خمّ انّه * كالشّمس فى اشراقها بل اظهر ما كان معروفا باسناد الى * خير البرايا أحمد لا ينكر فيه امامة حيدر و جماله * و جلاله حتّى القيامة يذكر اولى الانام بان يوالى المرتضى * من يؤخذ الاحكام منه و يؤثر
- ازچه‌رو غدير خم را منكر شوى ، با آنكه چون آفتاب رخشان ، بل روشن‌تر از آن است ؟ - حديثى كه با سند محكم از بهترين خلائق احمد به دست باشد ، قابل انكار نباشد . - ازآن‌رو سالارى حيدر و كمال و جلال او تا به روز قيامت استوار است . - آن‌كس كه دستور و فرمان از رسول خدا گيرد ، سزاوار است كه مرتضى را سالار و سرور خود گيرد .
اذا ذكرت الغرّ من آل هاشم * تنافرت عنك الكلاب الشارده فقل لمن لامك فى حبّه * خانتك فى مولدك الوالده
- زادگان تابناك هاشم را كه نام برى ، سگهاى ولگرد از تو متنفر شوند . - هركه در مهر و ولايش زبان به نكوهش برآرد ، انگيزه كارش خيانت مادر است .
محبت شه مردان مجو ز بىپدرى * كه دست غير گرفته است پاى مادر او « 1 »
هامش
( 1 ) - سيوطى در بغية الوعاة مىنويسد : فنجكردى اديبى فرزانه بوده است و او را شيخ الافاضل و -