مؤلف گويد كلمهء فنجكردى را بهطورىكه در نسخه كهن و صحيحى از كتاب السامى فى الاسامى مىدانى ديدهام به فتح فا و سكون نون و جيم مفتوحه و گاف و راء و دال بىنقطه و ياى آخر ضبط كرده و منسوب به فنجگرد است كه گويا يكى از قرا بوده باشد « 1 » .
شيخ سديد الدّين على بن احمد معروف به سديدى حلّى
وى فاضلى دانشور و بزرگوار و از متقدمان بر شيخ شهيد است و شهيد صحيفه كامله سجاديه را از نسخهاى كه به خط شريف وى بوده است نقل نموده و خود او آن را از خط شيخ على بن السكون مشهور نقل كرده و با آن مقابله نموده است . بار ديگر نسخه خود را با نسخهاى كه به خط ابن ادريس بوده است مقابله كرده و من تا حال حاضر به اثرى از او دست نيافتهام .
شيخ ابو الحسن على بن احمد بن محمّد لبّاد اصفهانى
بطورىكه از برخى از سندهاى اربعين منتجب الدّين به دست مىآيد : وى از
هامش
- اعجوبه زمان مىگفتند . مراتب لغت را از يعقوب بن احمد اديب فراگرفته و در سن 80 سالگى در 13 رمضان سال 512 يا 513 هجرى درگذشته است .
از اشعار اوست :زماننا ذا زمان سوء * لا خير فيه و لا صلاحا
هل يبصر المبلسون فيه * لليل احزانهم صباحا
فكلهم منه فى عناء * طوبى لمن مات فاستراحا- روزگار ما بد روزگارى است نه خيرى ، نه رشد و صلاحى در ميان است .
- شود كه گرفتاران از پس شبهاى تار پرغم ، صبح روشنى دريابند .
- همگان در رنج و زحمت ، خوشا بر حال آنكس كه مرد و آسايش برد .
( 1 ) - در پاورقى مىنويسد مؤلف پيش از اين فنجكردى را با حاى بىنقطه ضبط كرده و از معجم البلدان نقل كرده است فنجكردى با جيم مفتوح و كسر نون ضبط شده است : الانساب سمعانى مىگويد : فنجكرد : به فتح فاء ، سكون نون ، ضم جيم يا سكون آن ، و كسر كاف و سكون راء و بعد از آن دال مهمله ، يكى از دهات نيشابور است - م .