برخى از مورّخان كتاب تبصرة العوام را كه در چگونگى عقايد ملل و اديان بوده است و به پارسى تأليف شده و در اختيار همگان است به وى نسبت دادهاند . حقيقت آن است كه اين انتساب درست نيست بلكه تبصرة العوام از آثار سيد ابو تراب مرتضى بن داعى بن قاسم حسنى رازى است كه شيخ روائى شيخ منتجب الدّين مؤلف فهرست بوده است و خود سيد ابو تراب مرتضى در آغاز آن كتاب و در اواسطش به نام و نسبش تصريح نموده است . از اين گذشته سيد ابو تراب در كتاب تبصرة از امام فخر الدّين رازى و از غزالى كه پيش از فخر الدّين مىزيسته مطالبى ايراد كرده است . بنابراين چگونه ممكن است سيد ابو تراب مرتضى با غزالى ملاقات كرده باشد و اين معنى به حمد اللّه واضح است . گذشته از اين بهطورىكه نوشتيم كتاب تبصرة به پارسى تأليف شده است و خاندان سيد مرتضى با لغت پارسى اصولا آشنايى نداشتهاند تا چنين كتابى را به پارسى تأليف كرده باشند .
علاوه بر اين سيد ابو تراب در كتاب تبصرة مطالبى را كه از غزالى نقل مىكند به سبكى است كه معلوم مىشود غزالى پيش از او مىزيسته و سيد او را شافعى اشعرى معرفى كرده است ، حالآنكه در زبانهاى متعصّبان غزالى كه صوفى امامى بودهاند چنان اشتهار يافته است كه غزالى از بركت اين سيد افتخار شيعه شدن را پيدا كرده و در سفر مكّه همراه با او بوده است .
آرى اين احتمال از نظر مشايخ صوفيه اماميه صحيح است ، زيرا آنان معتقدند غزالى به دست سيد مرتضى شيعه شد و آنگاه كه از هر طرف مورد ايراد قرار مىگيرند كه سيد مرتضى علم الهدى سالها پيش از غزالى مىزيسته و پاسخى ندارند براى فرار از اين اشكال اين توجيه ناوجيه را مىآورند و [ مىگويند غزالى به دست سيد ابو احمد عدنان پسر سيد رضى شيعه شده است ] و ما حقيقت مطلب را در بخش دوم اين كتاب به مناسبت شرح حال غزالى بيشتر از آنچه احتمال مىرود آشكار ساختهايم .
از كسانى كه اين توجيه را پذيرفتهاند قاضى نور اللّه شوشترى است كه در
هامش
-تفاخر نموده به او آل هاشم * تظاهر فزوده به او آل حيدر
به اجداد او عزّ بطحا و يثرب * به اسلاف او فخر محراب و منبر