سيد احمد بن موسى الكاظم عليه السّلام معروف به شاه چراغ و مدفون در شيراز است « 1 » .
شيخ منتجب الدّين در فهرست گويد : وى ثقهء پرهيزگار و فاضلى محدث بود .
كتاب انساب آل الرسول و اولاد البتول و كتابى در حلال و حرام و كتاب الاديان و الملل از آثار اوست و ما به توسط گروهى از موثقان از شيخ مفيد عبد الرحمن بن احمد
هامش
( 1 ) - نام حضرت شاه چراغ كه موجب ارزندگى بيشتر اين صفحه بود ما را بر آن داشت كه به بخشى از شرح حال آن حضرت اشاره نمائيم . در شد الازار ذيل جامع عتيق و حوالى آن مىنويسد : سيد امير احمد در روزگار مأمون و پس از رحلت برادرش حضرت رضا ( ع ) به شيراز آمد و همانجا درگذشت . وى در ميان فرزندان موسى بن جعفر از ديگران سخاوتمندتر و مهربانتر بود . هزار تن غلام و كنيز در راه خدا آزاد كرد و بعضى گويند به شهادت رسيد و مرقدش نامعلوم بود تا در روزگار امير مقرب الدّين مسعود ظاهر شد و او بارگاهى براى مرقد مطهرش بنيان كرد . گويند آنگاه كه به جهتى قبرش نبش شد بدن او را صحيح و سالم يافتند و زرهى بر اندامش پوشيده بود و انگشترى در انگشت داشت كه العزة للّه احمد بن موسى بر نگين آن حك شده بود و از اين نقش او را شناختند . پس از وى اتابك بارگاهى رفيعتر و بعد از او تاشى خاتون مادر شاه ابو اسحاق اينجو آن را در سال 744 ه ق بنا كرد و املاكى بر آن وقف نمود و مدرسهاى هم در كنار مرقد او ساخت . در آن كتاب ذيل احوال جمال حسين معبر مىنويسد : وى معمولا در روضهء مباركهء شاهچراغ قرآن مىخواند ، پس از ازدواج با همسرى ، هنگامى كه فرزند متولد گرديد همسرش از او خواست تا چيزهايى را كه او لازم دارد تهيه كند . وى كه تهىدست بود به حرم حضرت شاهچراغ رفت .
پس از چند سوره كه تلاوت كرد خوابيد ، در خواب سيد بزرگوارى را مشاهده كرد دانست حضرت شاهچراغ است ، تهىدستى خود را به عرض او رسانيد ، حضرت او را به اطاقى كه در آن نزديكى بود هدايت كرد و فرمود در آن حجره حضرت يوسف است به زيارت آن حضرت برو تا خدا از بركت آن حضرت امور تو را اصلاح فرمايد . وى به آن حجره رفت ، جوانى را در كمال زيبائى كه نور چهرهاش ديدگان را خيره مىكرد ديدار نمود ، سلام كرد جواب شنيد ، گفت از آنچه خدا به شما داده به من هم عطا كنيد فرمود : دهانت را بگشا ، دهان گشود . حضرت يوسف آب دهان مباركش را در دهان او ريخت و همان باعث شد كه در تعبير رؤيا مهارت يافت و تعبيرهائى حيرتآور مىكرد و از اين راه گره كارش گشوده شد . فرصت الدوله در آثار عجم مىنويسد : حضرت شاهچراغ پس از ورود به شيراز به امر قتلغ خان كه دايى مأمون بود در محلى كه فعلا مدفون است به شهادت رسيد و هم گويند پس از ورود در شيراز از خلق منزوى شد تا از دار دنيا رحلت كرد در ارشاد شيخ مفيد و كتب ديگر هم شرححالش آمده است - م .