امام عالم مجد الدّين عبد اللّه بن محمود بن مودود بن محمود بن بدرحى ره دارم از سيد نسيب طاهر كمال الدّين ابو الفتوح حيدر بن محمد بن زيد بن عبد اللّه حسينى كه خدا ما را از بركت او و بركت پدران پاكيزه گوهرش برخوردار گرداند از شيخ رشيد الدّين ابو جعفر محمد بن على بن شهرآشوب سروى مازندرانى از ابو على محمد بن فضل طبرسى از شيخ ابو جعفر طوسى از مؤلف اين رساله ( سيد مرتضى ) رحمة اللّه عليهم اجمعين .
و با او در خصوص اين اجازه همان شرايطى را برقرار مىسازم كه ارباب اجازه برقرار ساختهاند و به او كه خدا ما را از وى كامياب گرداند سفارش مىنمايم تا آنچه را كه تحمل مىنمايد روايت كند و جانب درستى و احتياط را كاملا رعايت نمايد و يادآورى مىشود كه صدر كبير رسالهء مزبور را در ظرف مجالس چندى كه آخرين آن روز پنجشنبه 26 ربيع الاول سال 723 هجرى است در موصل - كه خدا آنجا و ديگر از شهرهاى مسلمانان را در امان خود نگهدارى فرمايد - اتفاق افتاده است و پايان اجازه را چنين امضا نموده است و كتب الفقير الى اللّه تعالى عبد المطلب بن المرتضى الحسينى به همان تاريخ كه در بالا مرقوم شده است ، حامدا مصلّيا مسلما مستغفرا . پايان سخن مجيز رضى اللّه عنه .
مؤلف گويد : ظاهرا سيد مجيز غير از سيد عبد المطلب بن محمد اعرج حسينى خواهرزادهء علامه حلى بوده است هرچند هر دو معاصرند . يادآورى مىشود اجازهء مزبور بيرون از دو اشكال به شرح زير نمىباشد : يكى آنكه طبرسى يادشدهء در اين اجازه ابو على فضل بن حسن طبرسى مشهور و مؤلف مجمع البيان است نه محمد بن فضل و اگر درستى كلام او را بر اين حمل كنيم كه مراد وى از محمد بن فضل فرزند مؤلف مجمع البيان است بازهم درست نيست زيرا كنيهء فرزند مؤلف مجمع البيان ابو على نبوده است . علاوه بر اين ابن شهرآشوب از خود فضل روايت مىكرده نه از فرزندش .
اشكال دوم : شيخ طبرسى مؤلف مجمع البيان بهواسطه ابو على فرزند شيخ طوسى يا به وسائط ديگر از شيخ روايت مىكرده است و ما در كتابهاى رجال در جايى نديدهايم كه ابن شهرآشوب بدون واسطه از شيخ روايت كرده باشد و با توجه به اشكال دوم اشكال اول تقويت مىشود و ظاهرا مراد از محمد بن فضل فرزند مؤلف مجمع البيان است و در صورتى كه بخواهيم محمّد بن فضل را شخص ديگرى تصور كنيم علاوه بر آنكه
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: محمد باقر ساعدى
ص٣٤٨