چگونگى حال آنها بايد تحقيق شود .
شيخ عبيد اللّه بن احمد بن يعقوب بن بوّاب مقرى
برخى از فضلا وى را از مشايخ نجاشى برشمرده و اظهار داشتهاند كه شيخ عبيد اللّه از محمد بن حسين بن حفص خثعمى روايت مىكرده است .
مؤلف گويد : بعيد نيست كه منظور از مترجم حاضر شيخ ابو طالب عبيد اللّه بن احمد بن عبيد اللّه بن محمد بن يعقوب بن نصر انبارى باشد كه شيخ طوسى به توسط مشايخش از وى روايت مىكرده است ؛ چنانچه گاهى به توسط تلعكبرى و هنگامى به توسط ابن عبدون و هنگامى بهواسطه شيخ غضايرى و امثال ايشان از وى روايت داشته است .
رجاليها در آثار خود از وى نام بردهاند و نام و نشان اين مرد در آثار رجالى معركهء آرايى بر پا كرده است ، به اين معنى كه گفتار اين عده از دانشوران دربارهء نام و نامهاى نياكانش و همچنين در خصوص لقبش مختلف بوده است اين است كه در چگونگى آنها بايد كمال ملاحظه را رعايت نمود .
در خاتمه بايد گفت هرگاه ابو طالب عبيد اللّه و مترجم حاضر متحد باشند به اين اشكال مىرسيم كه ترجمهاى را كه نجاشى از وى كرده است دليل بر آن نيست كه نجاشى از وى روايت مىكرده است ، بلكه دليل بر خلاف آن است « 1 » .
هامش
( 1 ) - در رجال نجاشى ص 173 ، آمده است : ابو طالب عبيد اللّه بن ابى زيد احمد انبارى كه از ثقات محدثان اصحاب ما بوده است در آغاز از واقفيها بشمار مىآمده و ابو غالب زرارى گفته است من با انبارى آشنائى داشتم و حد اكثر عمرش را به واقفيت گذرانيده است و با واقفيها آميزش مىكرده سپس به امامت ائمه اعتراف كرده و در عبادت و زهد بىنظير بوده است و براى اينكه ديگران از عبادت او اطلاعى حاصل نكنند در ويرانهها به عبادت به سر مىبرده و از نظر اصحاب ما مورد بىمهرى بوده است چنانچه حاضر به سماع حديث از او نبودند و پس از كتابهاى چندى كه از او نام برده است مىنويسد سال 356 هجرى درگذشته و شيخ او را بهعنوان عبد اللّه و عبيد اللّه معرفى كرده است - م .