مؤلف پس از مطالب يادشده مىنويسد : اين گياه را طبيبها طابق مىنامند همانطور كه مترجم در حاشيهء ترجمهاش به نقل از استادش ميرداماد از منهاج الادوية اين نام را براى آن گياه ذكر كرده است و خود او هم در متن ترجمه مىنويسد : طبيبها اين گياه را طابق و حجازيها طابه و ايرانيها تنباكو و روميها و تركها تتن مىنامند .
يادآورى مىشود گروهى از معاصران و جمعى كه نزديك به عصر ما بودهاند رسالهها و تحقيقات چندى دربارهء حرمت توتون تأليف كردهاند و بعضى هم نغمهاى با تنبور ساز كردند و قهوه را در رديف تنباكو قرار داده و آن را حرام دانستهاند و قهوه را در كتابهاى طبيبهاى متأخر به نام بن « 1 » شهرت دارد و جمعى نيز با وى همراهى كرده و ما مىتوانيم نظريات آنها را از آثارشان كه در اين كتاب در ذيل معرفى آن افراد يادآور شده يا آنهايى را كه متذكر نگرديدهايم استنباط كنيم و دامنهء تحريم تا آنجا كشيده شده كه فاضل علامه مولانا على نقى كمرهاى كه شيخ الاسلام اصفهان بوده و ترجمهاش پس از اين خواهد آمد رسالهاى در حرمت قهوه نوشته است و چهارده دليل براى اثبات نظريهء خود اقامه نموده است كه همگى آنها از خانه عنكبوت سستتر است و از چگونگى آن آگاه خواهيد شد .
بازهم يادآورى مىشود طبيبان ماهر راجع به چگونگى قهوه و توتون و همچنين
هامش
( 1 ) - آقا محمد على كرمانشاهى در مقامع الفضل ذيل سؤال 1172 كه آيا حديثى در نكوهش از تنباكو و قهوه رسيده است يا خير ، احاديث چندى را كه در آنها استعمال اين مواد شديدا نكوهش شده نقل كرده است و در ذيل آنها مىنويسد : سند همگى اين احاديث ضعيف است و در احاديثى كه از دود مذمت شده است مراد از دود چرس و بنگ بوده كه هم كشيدن و هم خوردن آنها حرام است . پيغمبر اكرم فرموده كسى كه بنگ بخورد چنان است كه با مادرش هفتاد بار زنا كرده است ؛ در مورد تنباكو بايد گفت كه در عصر پيغمبر و ائمه اين ماده وجود نداشته است بههمينجهت علما آن را در رديف ما لا نص فيه قرار دادهاند و رواج تنباكو در آغاز قرن يازدهم بوده است . منظور از قهوه كه در اخبار آمده است شراب است ، زيراكه در كتابهاى لغت آن را بهعنوان قهوه معرفى كردهاند و اين دانهء متعارف را كه از آن قهوه مىگيرند « حب البنّ » به فتح باء و تشديد نون گفتهاند . ممكن است ازآنجهت « حب اللّبن » را قهوه خواندهاند كه مانند شراب در فنجانها مىريزند و در مجلسها مىگردانند . خلاصه ظاهرا قهوه و قليان مانند سير و نان مورد احكام خمسه مىشوند و از براى بعضى واجب و نزد برخى حرام يا سنت يا مكروه يا مباح مىباشد - م .